سلام آقا کریم... دیدی دوباره روزهای بهانه و تشویش شروع شد؟ دیدی عمر خوشبختی ما چه کوتاه بود؟ هرچند ما همچنان تو را داریم، هربار که به ویرانی می‌رسیم، هربار که به خاک سیاهمان می‌کشند انگار تو نقطه شروعمان می‌شوی. . ◀️ یادت هست برادر؟ تمام دهه سیاه هشتاد تو آنجا بودی. هربار در بزنگاهی آمدی و به دادمان ر‌سیدی. تا در زمین بودی که آماده و سرپنجه.. با آن عضلات آزموده و تحت فرمان.. در دفاع بی‌نظیر و در حمله بی‌مانند. . ◀️ یادت هست؟ نوار کسالت‌بار تساوی‌های دربی را با آن شوت پاره کردی؟ و تور طالبلو را هم.. یادت هست؟ پاس گل قهرمانی را تو روی سر سپهر سر‌طلایی کاشتی.. تا آخر آن روز خاطره‌انگیز خودت با آن صدای مردانه "پرسپولیس قهرمان میشه" سر بدهی و آن قاب در صندوقچه خاطراتمان ابدی شود . ◀️ چهار گوشه زمین را هم که بوسیدی باز عصای دستمان شدی. هربار نجیب و بی ادعا آمدی و کمک کردی. هرگز خودت را ندیدی که برایت "ما" مهمتر از "من" بود. هیچوقت در کش و قوس دستیار اول و دوم نیفتادی با آنکه گلزن‌ترین هافبک تاریخ آسیا بودی و کارنامه‌ات را تریلی نمی‌کشید . ◀️ تا برانکو و گروه کوچکش رفتند. غمگسارانه تماشا کردی و افسوس خوردی.. آن روز در اهواز اگر نمی‌آمدی روی سکو، چون همین روزها را حدس میزدی. تیم قهرمان شد اما مسئولان باشگاه خودشان را قائم کردند که مبادا هدیه‌ای بدهند.. اما برای عکس گرفتن با جام از سر و کول هم بالا می‌رفتند.. و تو تمام اینها را دیدی و آه کشیدی . ◀️ آن شب می‌دانستی که این وداع آخر برانکو است و این آغاز یک پایان است.. اما باز کنار تیم ماندی.. با آنکه آخرین ملجا و پناه ما تو بودی. اما فروتنانه سرمربیگری را نپذیرفتی. بارها گفته‌‌ام بعد از هر خرابی و ویرانی تو برای ما نقطه بازسازی هستی. شاکله تیممان را روی شانه‌های مردانه تو میسازیم و بالا می‌بریم.. تا تو باشی هنوز امید هست.. هنوز می‌شود راهی یافت و راهی ساخت. ◀️ امروز هم دلمان به تو خوش است. به اینها که در باشگاه روی سر و کول هم می‌زنند کاری نداریم، امیدمان فقط به توست. اینها همه می‌روند و باز ما می‌مانیم و تو.. مربیان می‌آیند و می‌روند.. بازیکنان، مدیران.. اما تو بمان و قصه‌گوی غصه‌های ما باش. با تو تحمل این دردها آسان‌تر است. با تو که تنها مرد این روزگار نامردی..

برگرفته از قلم فیک استار