اختصاصی طرفداری- شکایت ویلموتس از فدراسیون فوتبال، کمی بعدتر فسخ یک طرفه استراماچونی با استقلال و حالا وداع کالدرون با نیمکت پرسپولیس. دیگر بگذریم از برانکوها و کیروشها! مدیران برای افتضاح مدیریتیشان شاید به عبارت "غرب زده" تمسک جویند. اما حقیقت چیزی است که هر روز از آن فرار می کنیم. حقیقت اینجاست، کنار گوشمان؛ ما همگی غریبزن هستیم! میزنیم چون دروغ خشت اول بناهایمان است و ادامه می دهیم چون بیرحم هستیم.
1- میشود گفت فرد غریب، زبانش با ما فرق می کند. دینش با ما یکی نیست. فرهنگش به ما نمیخورد. اما اینها نشانه هستند و نه یک توصیف. غریبه، غریبه است. وقتی که سراغشان میرویم یعنی یک جای کارمان میلنگد. یعنی مربیان داخلی جوابگوی جاه طلبیهای ما نیستند. آن ها مکمل ما هستند نه آینه چیزهایی که دوست داریم باشند. انتظارهایی مانند حب غیرت و سکوت در روزگار بیپولی حالا دیگر مثل یک افسانه است، برای پروینها و پورحیدریها شاید، اما برای نسل فعلی؟ بی خیال!
2- بارها از توقعهای نابجای کالدرون و استراماچونی شنیدهاید. اما کسی سرچشمه ماجرا را دنبال نکرد که چرا مربیهای ما آبشان با متولیان باشگاه یا فوتبال ملی توی یک جوب نمیرود؟ شمارششان از دستمان رفته است، واقعاً فکر میکنید این رفتار تهاجم فرهنگی هستند؟ یا این که مشکل از ماست؟ مایی که چشم بسته قرارداد میبندیم و با جاه طلبیها و سهل انگاری های خود هوادار را از عرش به فرش که چه عرض کنم، به عمق زمین میفرستیم.
3- برانکو از یازده ماه بیپولی مینالد و کمی بعد خبر گم شدن پاداشهای لیگ قهرمانان آسیا پرسپولیس به گوش میرسد. چه کنیم با این فوتبال پر از پارادوکس ما؟ پر از دندانهای کرم خوردهای که بدبختانه لق هم نیستند. از مدیری که چند ماه با نتایج و در آخر صدرنشینی استقلال و استراماچونی پز میدهد. اما در این دوران فرحبخش به خودش زحمت بررسی نحوه پرداخت مطالبات در آینده را نمی دهد و دست آخر او باشد و نامه فسخ مربی. از ویلموتسی که حتی آمدنش هم اشتباه بود و به جای آن که ضعف فنیاش را درمان کنیم به ویروس مشکلات اجازه گسترش و شاید حسرت جام جهانی دادیم. نه این که با گل محمدیها، مجیدیها و قلعهنویی امیدی به آینده این فوتبال نباشد اما این افراد برای خروج از فشارهای بیامان فعلی کم از معجزه لازم ندارند.
4- پنج عدد ستارهی فوتبال ما دیگر حتی به اندازه ستارههای رنگ شده اتاق یک کودک هم ارزشی ندارد. فیفا با پتک روی سر ما ایستاده، شکایتها با سوهان روحمان را میتراشند. در این بین پروژه ملی شدن مربیان فوتبالمان نهایتاً بتواند جسم و روح زخمی این فوتبال را مختصراً قلقلک دهد و نه بیشتر. فعلاً بشنوید و با خود تکرار کنید تا دردهایتان کاسته شود؛ غاز همسایه مرغ است!

