معذرت می خواهم، از اينجا ديگر هيچ حرفت را نمی فهمم، مثل اين است که...اين حرف تو برای من درست به همان اندازه عجيب و نامفهوم است که فرض کن وقتی اينجا خوب سير شديم از کنار دکان نانوايی که رد می شويم، يک نان قندی بدزديم
فرض کن زن داری و زنت را هم دوست داری و عاشق زن ديگری می شوی
۸۸۳ بازدیدجمعه ۲۷ دی ۱۳۹۸ - ۱۹:۲۴
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.


