روزی روزگاری هالیگوز را دیدم.(از اسمش معلومه که اون مرتیکه مریض فوت فتیش، چیزی جز برای گوزیدن نداشته!) مطابق روال همه ایام از فیلم بدم آمد. ادای دِین کردن های آقای کصپوزنتینو به ضم کاف، چیزی جز ریدنی سترگ نیست. یک تقلب بزرگ از همه چیز که هیچ چیزی از آن حاصل نمی شود. تصور کنید امتحان دین و زندگی دارید ولی از روی برگه بغل دستی تان که دیفرانسیل امتحان می دهد تقلب می کنید. دو ساعت و چهل دقیقه پرت و پلا و گزافه گویی و هارت و پورت به جای پنج دقیقه پرداخت، سه دقیقه جماع، یک دقیقه تفخیذ، سی ثانیه لاس خشکه. خوب مرتیکه دست من توی شورتم خشک شد. برای من فستیوال پاها راه انداخته، هر ضعیفه ای از جلوی دوربین رد میشود، فول فوکوس روی ساق پا. حداقل میدادی این مارگوز رابی کف پاهایش را بشوید که انقدر چرک نباشد. من که خودم متعفن عالم و ادمم و کرم توی کونم وول میخورد حالم به هم خورد. به محض اینکه اِما ترومن پیر و چروکیده شد رفتی سراغ یه بلوند پیشاب راه اتمی یا سینه های سلیکونی و رحم هشت هسته؟ اره؟ اما حضور اسامی بزرگ چاله های فیلم را پر نمیکند. دیکاپریو که در زندگی چیزی جز کردن برایش تعریف نشده ، نقش یک بازیگر رو به زوال را بازی میکند که شب هایش را با استمنا به صبح میرساند. نقشی که در حد یک تیپ واره باقی می ماند. حضور آل پاچینو کمترین کاربرد سینمایی را دارد. یعنی همان سگ برد پیت به مراتب حضور فعال تری دارد. اما خود برد پیت مطابق معمول یک یکه گای سفت کمر است. مرتیکه هرخری تو را نشناسد من که می شناسم. روایت داریم که تو اصلا از کص تغذیه میکنی و نانت رو تو کص تیلیت میکنی بعد توی آن سکانس توی ماشین که آن لعبتک میخواهد یک حالی بهت بدهد یکهویی میشوی یوسف پیامبر؟ اون سکانس رو تارانتینو برداشت کرد یا فرج الله سلحشور؟ این از این اقای تارانتینو، برداشتی ریدی روی شخصیت اخلاقی و ورزشی بروسعلی که چه چیزی رو ثابت کنی؟ تن مرتیکه را توی گور لرزاندی که. کسی که در زندگی واقعی مبارزینی چون شونسوکه ناکامورا، کیسوکه هوندا و آنتونیو دی ناتاله را زیر سی ثانیه شکست داده، الان میشود کتک خور یک بچه کونی که در پنجاه سالگی شش تیغ میکند و ابرو برمیدارد؟ اما تارانتینو علاقه مند است که با روایت خودش به تاریخ بریند، چیزی که در سینمایی حرام زاده های مادرقحبه هم دیدیم. اینجا هم داستان وام دار کون شارون تیت و قتلش می باشد، اما در فیلم روایت منار و کون گنجشک هست اما منسون، قتل و تجاوز به عنف نیست. مرتیکه تو اگر مورخ میشدی، الان جای بین النهرین، سومالی مهد تمدن بود و اسکندر داشت برای داریوش صاک میزد!
بوی فیلم گه تر از گه توآلت سیفون نکشیده بود لعنتی...
پی نوشت:)



