جوکر فیلم بدیست. سطح پایین، چروکیده_ مثل پوست تخمگاه خواکین فینیکس_ بی دغدغه و در عین حال وراج و اعصاب خورد کن. ژانر گریز و میزانسن ستیز. آنقدر در این مدت و در تماشای سینمای مبتذل غرب، پشم زیربغل دیده ام که واقعا شک کرده ام در آن ممالک بهداشت فردی، واجبی، کرم مو بر، سیویلیزیشن، یونیورسیته و.. وجود دارد یا نه؟ فقط یاد گرفتید یک نرینه و مادیان را به جان هم بیندازید و آن ها هم یک چیزهایی در هم فرو کنند ودر دستگاه همایون، گوشه عشاق، شروع کنند به داد و بیدادِ فاقد تونالیته. همان چیزی که نه در جوکر و نه در ایرلندی و نه فور جیزیس کراس در روزی روزگاری هالیوود نمیبینیم. اما تاد فیلیپس در تلاش است تا خاستگاه جوکر را در این فیلم، و انچه یک دلقک شکست خورده روانی را به یک سمبل تبدیل میکند، به نمایش بگذارد؛ بین جوکر و بتمن، نسبت خونی برقرار کند و زمینه را برای ساخت یک دنباله فراهم کند. به آنچه فیلیپس و فینیکس در تلاش برای ساخت آن هستند دقت کند. مردی تنها و افسرده ، مادری مریض، مشکلات مالی، بیماری روانی و... باعث میشود جوکر اعلان موجودیت کند. تلفیق همه اینها با مقادیری بدبختی بیشتر در اینجا ، نهایتا می شود مهندس غرضی، کاندید ریاست جمهوری در ممالک محروسه ایران، این تفاوت تولیدات دو کشور، با منابع یکسان است. پس لال از دنیا نری بلند بگو دیوید دیوید او عث آ. این از این اما چطور یک نفر با گریم دلقک و با هفت تیر می تواند برود در یک برنامه زنده و مجری _در اینجا دنیروی مادر مرده_ را از مخرجگاه مورد عنایت قرار دهد؟ ما درباره صداسیما حرف میزنیم نه شرکت تهیه، تولید و تجهیز کاندومِ برادران وارنر. همان بحث منطق روایی و فقدانش. اما بازی خواکین فینیکس که بهترین جوکر تاریخ سینما هم هست نمیتواند از سقوط فیلم جلوگیری کند. نمایش لخت نیم تنه او که بگویند ببینید چقد لاغر کرده واسه فیلم، نهایتا میتواند مشوق یک آدم چاق و درعین حال گشاد برای ورزش باشد و نه بشارت دهنده مجسمه اسکار.
فیلم عناصر اسکورسیزی و شخصیت تراویس بیکل راننده تاکسی را دزدیده آورده در فیلمی از قهرمان کتابهای مصور و کمیک بوکی! عین اینه بازیکنان تاپ بوندسلیگا را بیارن در لیگ آزادگان _یادواره سردار دلها_ و در زمین های باتلاقی یا کچل یا مصنوعی یا چاله چوله دار ایران بگی بازی کن! فیلمساز فقط زور بدون صدا در میکند! اما نمیتواند ابدا پیچیدگی شخصیت روان رنجور یک عصیانگر اجتماعی را خلق کند بلکه در همون سطح ظاهر مانده و یک دلقکی که فقط ادای روانی ها را دارد در میآورد خلق کرده! یکسری استعاراتِ نخ نما هم در فیلم هست که کارگردان آن را باید فرو کند به نشیمنگاه عمه اش. مثلا جایی که بحث سوپر موش و سوپر گربه مطرح میشود، همان طبقه فقیر و ثروتمند و تقابلشان با هم که!! کاغد نقدم تمام شده تا همین جا هم برا کوپن این فیلم زیاد نوشتم_ تمام_
پی نوشت:)



