✅ پس از ترک استراماچونی از استقلال به‌قصد شنیدن علت این اتفاق از زبان مدیران باشگاه و حواشی این ماجرا، برای اولین بار تصمیم گرفتم برنامه ٬٬فوتبال برتر٬٬ را تماشا کنم. قبل از شروع برنامه مثل تمام هواداران استقلال، ذهنی آشفته، خشمگین و پر از سؤال داشتم. با شروع برنامه کلیپ‌های سطحی در جهت یادآوری آنچه گذشت پخش شد و سپس بحثی با سه پیشکسوت استقلال شروع شد. در همان نگاه اول مشخص بود که سه مهمان و احتمالاً چند تماس تلفنی با توجه به زمان برنامه زیاد است و جالب‌تر اینکه مهمان‌ها بعضاً نظرات کاملاً مخالف داشتند که این خود نیاز به زمان بیشتر را تشدید می‌کرد. در طول بحث هیچ جهت‌گیری مشخصی وجود نداشت که به‌طور مثال این برنامه قصد دارد بحث را از کجا شروع کند و به کجا برساند. هر یک از مهمان‌ها صحبت‌های ناهماهنگ خود را کردند و یکی از آن‌ها هم حتی تبلیغاتی برای گرفتن صندلی برای خود کرد و بحث تمام شد! بدون نتیجه‌گیری خاص و بدون چالش آن‌چنانی.

✅ اوج ماجرا برنامه هفته بعد بود، جایی که دو بازیکن پرسپولیس مهمان آن بودند. اولین چیزی که به ذهن خطور می‌کرد چرا از پرسپولیس؟ چون هفته پیش از استقلال بود و چون برنامه بیننده ندارد یک هفته در میان از استقلال و پرسپولیس استفاده کنیم؟ اصلاً چرا این دو بازیکن (ربیع خواه و امیری)؟ این دو، بازیکن هفته بودند؟ چه معیاری برای تصمیم‌گیری بود؟ و مضحک‌ترین و غیرقابل‌تحمل‌ترین قسمت ماجرا شروع مصاحبه مجری با مهمان‌ها بود. دقایقی طولانی به نسبت یک برنامه تلویزیونی صرف سلام و احوالپرسی گذشت، من را به یاد احوالپرسی‌های دیدوبازدیدهای عید انداخت. سلام، خیلی خوش اومدید، چه خبرا؟ اکبر آقا اینا خوبن؟ راستی میلاد کار پیدا کرد؟ چه مراسم خوبی گرفتید، خداییش غذاتونم خوب بود!!!!! تمام این موارد را بگذارید کنار خنده‌های تصنعی مجری که تلاش مذبوحانه‌ای برای القای گفتگوی جذاب به بیننده بود. با احترام به طرفداران این قسمت از برنامه، تماشای این برنامه سطحی را توهین به شعور خود می‌دانستم. کم‌ترین فکر و خلاقیت ممکن برای دعوت مهمان و ترسیم مسیر کلی گفتگو خرج شده بود. 

✅ مقصر اصلی این وضعیت آقای فردوسی پور هست. ایشان ما را بدعادت کرده هست. مهمانی متناسب با عملکرد بازیکن در هفته گذشته با چند برگه سؤالات و کلیپ‌های چالشی از گذشته بازیکن تنها بخشی از نود بود (البته که به برنامه نود هم انتقاداتی وارد است).

❌ شاید موضوعی مطرح شود که فردوسی پور هم ابتدا این‌گونه بود و به‌مرور حرفه‌ای‌تر شد پس ایشان هم می‌تواند. جواب مشخص است چرا باید چند فردوسی پور بسازیم؟ چرا باید ناشی گری مجری‌ها و گزارشگرها را تحمل‌کنیم و وقتی زمان لذت بردن از برنامه‌سازی و گزارش آن‌ها می‌رسد، آن‌ها را ترانسفر کنیم؟