درست است که می‌شود نوشت اندر مصائب کشورم ایران و قبول هم دارم اوضاع ما از بلوچستان و کردستان به دلیل نگاه ایدئولوژیکی که حکومت به آنها دارد وضعمان بهتر است اما نمی‌شود مشکلات بی شمار استانمان را نادیده گرفت. بوشهر ما پایتخت انرژی ایران است و یکی از بزرگترین ذخایر گازی جهان یعنی پارس جنوبی در استان ما قرار دارد ولی ماجرا از آنجا جالب می‌شود که بدانید حدود نیمی از شهر بوشهر به عنوان مرکز استان و 60 درصد روستاهای استان گاز خانگی ندارند!!! حتی کپسول هم در زمان نگارش این مقاله به شدت کمیاب شده!! فوتبال رشته ورزشی مورد علاقه مردم این استان است و استعدادهای بی نظیری مثل طارمی، قاعدی، ماهینی و اخیرا محمد محبی در این سال‌ها به تیم ملی معرفی شده اند اما تیم‌های این استان بیشترین مشکلات مالی و مدیریتی را در لیگ برتر دارا می‌باشند. بازیکنان شاهین به مانند دهه 60 در زیر درخت لباس عوض می‌کنند و بازیکنان جم هنوز دنبال دریافت مطالبات سال‌های گذشته خود هستند. بماند که شاهین یکبار به خاطر مشکلات مالی به طور کامل منحل شده، ایرانجوان هم در یک اتفاق شگفت انگیز در کل تعطیلات 3 هفته ای نیم فصل حتی 1 جلسه تمرین نداشت و بازیکنانش بازی با پاس همدان را به خاطر عدم دریافت مطالباتشان شرکت نکردند!! از فوتبال که بگذریم به اشتغال جوانان می‌رسیم که با وجود پارس جنوبی در عسلویه، انواع و اقسام پتروشیمی ها در جم و بزرگترین پایانه صادرات نفت کشور در خارگ همیشه جوانان این شهر و استان دست رد به سینه شان خورده و دلسرد تر از گذشته شده اند. آب و هوای استان ما برای آنهایی که اهل اینجا نباشند شاید خیلی گرم به نظر نرسد چون آنها فقط درجه حرارت را می‌بینند که همیشه از خیلی از شهرها خنک تر است اما وقتی شما رطوبت را هم در نظر بگیرید یا یک روز در بین ماه‌های اردیبهشت تا اوایل آبان به استان ما سفر کنید متوجه می‌شوید که سر از جهنم در آورده اید. این را گفتم که بگویم کشاورزی و دامپروری در استان خشک ما رونقی ندارد و کلا مشاغلی که در بیرون انجام می‌شود فوق طاقت فرساست. مدیران غیر بومی و نالایق، فساد گسترده که البته در همه جای مملکت رخنه کرده از دیگر مشکلات استان ماست. جوانان شهر و استان ما حتی جای و درست و درمانی برای تفریح هم ندارند. این جا آب و هوا، زندگی، کار و دشت و بیابان و دریا یک چیز را برای شما فریاد می‌زنند. به جهنم خوش آمدید.