مردی در راه بازگشت به خانه بود که در خیابان کودک فقیری را دید که غذایش را با سگی گرسنه تقسیم میکند!
نزدیک رفت و پرسید : چرا غذایت را به این حیوان نجس میدهی؟
کودک سگ را بوسید و گفت: از نظر من هیچ حیوانی نجس نیست. این سگ نه خانه دارد، نه غذا. اگر کمکش نکنم میمیرد...!
مرد گفت: سگ بی خانمان در همه جا وجود دارد، آیا تو میتوانی همه آنها را از مرگ نجات دهی؟ آیا تو میتوانی جهان را تغییر دهی؟
پسر نگاهی به سگ کرد و به مرد گفت: به تو هیچ ربطی نداره ننه جنده،بعد سگه پرید کیر مردو گاز گرفت درازش انداختن همونجا دونفری خشک خشک گاییدنش تا تو چیزی که بهش مربوط نیست دخالت نکنه!!


