در میانه ی سال های 1930 اتفاقاتی بسیار ترسناکی در کلیولند آمریکا در حال رخ دادن بود در این سال ها قتل های بسیار ترسناک و وحشتناکی به وقوع میپیوستند که وحشت آن به تمام ایالت سرایت کرده بود. قاتل این پرونده به حدی حرفه ای و عجیب عمل میکرد که به مرور به او لقب شیطان دادند و پس از مدتی و به دلایل بسیاری عموم مردم فکر میکردند که شاید این قتل ها کار خود شیطان است به طور کلی اطلاعات خاصی از انگیزه و حتی مظنونین این قتل ها وجود ندارد و سال ها تلاش پلیس در نهایت بی نتیجه ماند. با اینحال شدت عمل این قتل ها به حدی بود که تا به امروز نیز در میان پرونده های آمریکا موردی منحصر به فرد تلقی میشود.

در 15 نوامیر 1935 جسد متلاشی شده مردی در منطقه ی تورسو در کلیولند اوهایو پیدا شد. جسد او با ضربات تبر به معنای واقعی کلمه از هم پاشیده بود. مدتی بعد جسد زنی که از وسط به نیم شده بود در همان حوالی پیدا شد. تحقیقات پلیس پس از این قتل شدت بیشتری گرفت و درنهایت تعجب دو جسد دیگر که از مرگ بعضی از آنها بیش از 5 ماه میگذشت نیز پیدا شدند. مابین سال های 1935 تا 1938 جسد 18 نفر در این مکان یافت شدند که همگی به شکلی مشابه کشته شده بودند الیوت نس رئیس پلیس وقت کلیولند از این قاتل به عنوان خود شیطان یاد کرد و همین مسئله باعث شد نام شیطان در رسانه مطرح شود. قاتل هرکه بود به شکلی تصادفی قربانیان خود را انتخاب میکرد و همگی را با ضربات تبر به قتل میرساند.

با وجود اینکه تنها جسد 18 نفر در این قتل ها یافت شد اما بررسی ها نشان میدهند قتل ها و اشخاص ناپدید شده ای وجود دارند که میتوانند مربوط به این پرونده باشند که در این صورت تعداد این قتل ها به بیش از 30 مقتول خواهد رسید این سری از قتل ها که به قتل های قاتل دیوانه ی کلیولند معروف هستند از بسیاری جوانب موجب وحشت و ترس بسیاری از جمله پلیس ها شدند. یکی از ترسناک ترین مسائل، یادگاری های قاتل بود. به این معنی که در بسیاری از موارد قسمتی از اعضای بدن مقتولین ناپدید شده بود. از تمام مقتولینی که پیدا شدند تنها دو نفر شناسایی شده و بقیه هرگز شناسایی نشدند.

پلیس در اقدامی جالب مردان را جان دو و زنان را جین دو معرفی کرد که این اسامی بعدها برای دیوید فینچر در ساخت فیلم هفت الهام بخش بودند بسیاری از مقتولین دنده یا حتی سر نداشتند و قاتل آنها را با خود برده بود. اما ترسناک ترین نکته ی این قتل ها مدتی بعد مشخص شد. در حالی که پلیس به شدت شهر و منطقه را تحت نظر داشت شخصی با نوشتن من شیطان هستم روی تقریبا هرچیزی موجب وحشت هرچه بیشتر مردم شد. به شکلی عجیب تمام کمین ها و تلاش های پلیس بی نتیجه ماند و هرگز موفق به دستگیری قاتل نشدند. این پرونده جز معدود پرونده های جنایی تاریخ آمریکاست که حتی مظنونی برای دستگیری وجود نداشت و تنها چند نفر بازجویی شده و آزاد شدند.

ساختار قتل ها و عدم وجود هرگونه نشانه از قاتل باعث شد که درنهایت بسیاری از مردم به این نتیجه برسند که این قتل ها در واقع کار شیطان بوده است به شکل عجیبی به جز اطلاعات ناقصی از مقتولین تمام اطلاعات این پرونده به کمتر از 20 صفحه میرسد و پلیس هرگز موفق به پیدا کردن هرگونه سرنخی نشد و درنهایت داستان عجیب این قتل ها پس از آغاز جنگ جهانی دوم فراموش شد. در سال 1962 در یکی از بررسی های پرونده های حل نشده ی جنایی آمریکا داستان قتل های کلیولند به عنوان یکی از مشکل ترین و عجیب ترین ها با توجه به خصوصیات قتل ها و رفتار قاتل انتخاب شد.