همین چند روز پیش بود که مورینیو به انتقاد از لیگ آلمان پرداخت و آن را خسته کننده و عاری از هر گونه هیجان دانسته و زبان به انتقاد گشود.بلافاصله پس از آن طی نوشته ای که از سوی یکی از نویسندگان سایت گذاشته شده بود انتقادی شدید الحن به این اظهار نظر مورینیو در سایت طرفداری منتشر شد. از این رو گروه متحدین چلسی نیز دوشادوش این مربی افسانه ای چلسی همراه شد تا پاسخی قابل تأمل به مخالفین دهد.
بله قهرمان ما درست گفت ، استاد به درسی نه تنها لیگ آلمان ،بلکه سیاست های پشت پرده و لابلای بوندس لیگا را نیز به خوبی درک کرد، چرا که همیشه جهان بینی آلمان ها بر این بوده که از فوتبال گرفته و فلسفه و علوم انسانی و خلاصه همه دست آوردهای فرهنگی و صنعتی اش را فدای کشورش کند. دراین بین نیز لیگ بوندسلیگا هیچان و زیبایی خود را فدای منافع ملی و تیم آلمان کرده است . شاید عده ای این عدم جذابیت لیگ آلمان را که فدای منافع تیم ملی شده است به نوعی تمجید کنند اما هر کشوری برای خودش جهان بینی و استراتژی خاصی دارد . انگلستان با جذابیت لیگ برتر اش چشم های جهان را همچون چرخ خیاطی به لیگ داغش میدوزد، المان نیز در قالب استراتژی متفاوت با انگلستان خود را مطرح میسازد. بیایید نگاهی کوتاه به استراتژِی آلمانها بیاندازیم و ببینم برای این آلمان جذابیت به خودی خود معنا ندارد بلکه این هدف و تیم است که مهم است و همه چیز را باید فدای تیم و منافع کشور کرد حتی جذابیت لیگ فوتبالش بوندسلیگا، و مورینیو به درستی به این مسله پی برد و بوندسلیگارا از منظر جذابیت و رقابت های داغ به چالش کشید اما در این بین گویا دست تقدیر برای هر آلمانی این طور رقم میخورد که هراز چند گاهی خود را درجهان مطرح کند و گرد و خاکی در عرصه جهانی به راه بی اندازد.گاهی در عرصه علوم انسانی با فلاسفه اش همچون استاد شوپنهاور و شاگردش نیچه و هگل و هایدگر درعرصه فلسفه یکه تازی میکند . گاهی در عرصه موسیقی با موزیسین هایش همچون یوهان سباستیان باخ و لودویک بتهوون جهانیان را به خودخیره میکند. گاهی نیز نام خود را به عنوان آغاز کننده جنگ جهانی اول ودوم در اوراق تاریخ به ثبت میرساند و گاهی نیز در عرصه صنعت و تولید چشممان به گوشه جمال ژرمن ها با آن خودروهای معروفش مانند بنز و بی ام و می افتد .گاهی نیز آلمان هارا در گفتگو های سرنوشت ساز 5+1بر سر میز مذاکرات ملاقات میکنیم .
مثل اینکه این ژرمن ها دست بردار نیستند و میخواهند نتنها در عرصه های گوناگون سیاسی و اقتصادی و فرهنگی برای خود نام و نشانی کسب کنند بلکه میخواهند در عرصه جهانی ورزشی همچون جام جهانی نیز یکه تازی کنند و جهانی را در شوک فروببرند . آن هم نه برای 90 دقیقه . بلکه برای هزاران هزار دقایق . حد اقل برای صد سالی، اما این بار نه به عنوان آغاز گر جنگ جهانی و یا نه با دارو دسته هیتلر ، بلکه در دنیای فوتبال ، در جام جهانی 2014 ، ان هم با کشیده افسری در گوش بریزیلی ها ،در نیمه نهایی جام جهانی 2014 جهانی را به سجده ستایش در آورد .
مورینیو درست گفته بود .لیگ آلمان بوندسلیگا یا بهتر بگوییم استراتژی آلمان ها در صحنه فوتبال با استراتژی انگلستان متفاوت است اما این تفاوت برای انگلستان با جذابیت و داغ بودنش کار آمد است اما برای آلمان با تقویت و استخوان بندی تیمی مثل بایرن مونیخ است که سایر تیم های بوندسلیگا فدای آن میشوند .اما با تمام این صحبت ها دوباره تکرار میکنیم که مورینیو از منظر ((جذابیت )) بوندسلیگارا به چالش کشیده بود پس قلم های خود را غلاف کنید و برای دقایقی هم که شده ببینید انتقاد های مطرح شده ازتیم محبوبتان از چه جهتی بوده است. چه دوست داشته باشید چه نداشته باشید بوندسلیگا یعنی بایرن مونیخ و بایرن مونیخ یعنی تیم ملی آلمان . پس تمامی باشگاه ها فدای منافع بایر مونیخ میشوند . والسلام.
نویسنده: **itachi ochiha** ochiha