×× عکس ارتباطی با متن نداره×× حضور گم شدهی صد هزار آدمِ گم حضور وحشیِ رنگ طنين نعرهی مسلول و خندهی مسموم طنين دغدغه، جنگ
يکی به عربده گفت: درود بر آبی! به هر کجا که رَوی رنگ آسمان آبی است!
به طعنه گفت کسی با غرور و بی تابی: ولی نبود آبی ميان هيچ رگی خون هيچ کس هرگز! درود بر قرمز!
فضای ساده و سبز زمين آزادی در انفجار صدای ترقهها، در دود نود دقيقه کدورت نود دقيقه کبود!
در آستانه در غريب و غمزده طفلی کنار وزنهی پير به فکر سنجش وزن هزار ناموزون! و پيرمردی گنگ تکيده تشنه به دنبال لقمهای روزی
کدام استقلال؟! کدام پيروزی؟!



