یک دربی جذاب، یک دربی هیجانانگیز
جدال سرخابیهای تهران با سرمربیان جدید، جذاب از آب درآمد. انگیزه مربیان جوان دو تیم به بازیکنان تزریق شد و شاهد یک فوتبال شیک و تاکتیکی (البته در استاندارد فوتبال ایران) بودیم. شکی نیست در مدت کوتاه اضافه شدن این دو سرمربی، نمیتوان انتظار تغییرات اساسی داشت. در چنین شرایطی فرهاد مجیدی هوشمندانه روند تاکتیکی موفق استراماچونی را ادامه داد و نتایج خوبی در آسیا گرفت. یحیی گل محمدی هم تغییرات زیادی در چیدمان و ساختار پرسپولیس کالدرون (و حتی میشود گفت برانکو) ایجاد نکرد. به عبارت بهتر فرهاد و یحیی وارثان میراث مربیان قبلی بودند و بیشتر از لحاظ روانی و شخصیتی بر روند تیمهایشان تاثیرگذار بودند.
اولین نکته تاکتیکی در چیدمان ابتدایی دو تیم، حضور پر تعداد عناصر جنگنده و دونده در مرکز زمین بود. استقلال با تکیه بر فرمول موفق بازی با الریان، از مثلث کریمی- ریگی- باقری در میانه زمین استفاده کرد و مواجهه این مثلث با دو هافبک دونده پرسپولیس یعنی کامیابینیا- نورالهی در نیمه اول، عملاً روند بازیسازی از میانه زمین را برای هر دو تیم مختل کرده بود. در چنین شرایطی فرهاد مجیدی با متمایل کردن مهدی قائدی سرعتی به سمت چپ و برنامه ریزی بر روی حرکات تکنیکی او در فضای بین شیری و کنعانی زادگان (در غیاب شجاع خلیل زاده) و قرار دادن ارسلان مطهری آماده در پست مهاجم هدف، سعی در تحت فشار گذاشتن مدافعان غالباً کند پرسپولیس داشت. در سوی مقابل یحیی گل محمدی یا تکیه بر سرعت و تکنیک دو وینگر موثر خود (ترابی- امیری) و تعویض جای این دو بازیکن، برای استفاده از فضای پشت دو پیستون کناری استقلال (میلیچ- غفوری) و البته پرس مداوم اوساگونا بر روی سه مدافع استقلال برنامه ریزی کرده بود. تقریباً تمام گلها و موقعیتهای گل بازی هم حاصل همین روند تاکتیکی دو سرمربی بود. البته پس از گل دوم استقلال شرایط کمی تغییر کرد. استقلال با خارج کردن قائدی و اضافه کردن رضاوند با رویکردی تدافعی تمام فضاهای مقابل محوطه جریمهاش را بسته بود و در سوی مقابل طی یک فرایند طبیعی، پرسپولیس با اضافه کردن عناصر تهاجمی مثل بشار رسن و استوکس به فکر جبران گل خورده بود.
طی این فرایندهای تاکتیکی گفته شده اما هر یک از سرمربیان اشتباهاتی هم داشتند. مهمترین اشتباه مجیدی شاید تعویض قائدی باشد. تعویضی که خیال مدافعان کند پرسپولیس را راحت کرد و باعث شد این مدافعان با خیال راحت در بازیسازی از عقب مشارکت داشته باشند. یحیی هم با استفاده از اوساگونا به عنوان یک مهاجم کاذب دچار اشتباه شد. اوساگونا - و حتی استوکس- مهاجمین هدفی هستند که خارج از محوطه جریمه حریف بازدهی بالایی ندارند؛ چنین مهاجمینی قاتلان در باکس و بیخاصیتهای خارج از باکس هستند. اوساگونا گرچه بسیار دوید و روی مدافعان استقلال فشار زیادی وارد کرد و حتی پاس گل داد اما مطمئناً داخل محوطه جریمه بازیکن خطرناکتری خواهد بود.
شاید هنوز زود باشد در مورد آینده مربیگری فرهاد مجیدی قضاوتی داشته باشیم، فرهاد هنوز تیمی را خودش نبسته و خودش آماده نکرده و خودش از صفر تا صد هدایت نکرده است اما در همین مدت کوتاه شخصیت یک سرمربی را از خود به نمایش گذاشته و باهوش و زیرک نشان داده است. یحیی گل محمدی هم از چند سال پیش نوید ظهور یک مربی کاربلد در سطح فوتبال ایران را داده بود و میتوان به آینده او در پرسپولیس و فوتبال ایران خوشبین بود. آیندهای که در صورت کسب موفقیت در فضای متلاطم این دو باشگاه، ممکن است برای هر یک از این دو سرمربی، به تیم ملی هم ختم شود.



