خدا لعنت کند اصلا آن سرمربی پرتغالی را،یا به قولِ علی کریمی آن دلالِ موزامبیکی را.

دنبال موفقیت تیم اول آسیا که دایی جان ناپلئونی از دوره قبل جام جهانی جا مانده بود و کره را مثل کف دست می‌شناخت می‌گشت.

تازه پول دستمزدش را که می‌خواست هیچی، توقع زمین تمرین و دیدار تدارکاتی هم داشت مرتیکه ی بی‌حیا!

همان بهتر که رفت. برو اصلا کلمبیا، نزدِ تمام فامیل‌ها و آشنایان اسکوبار مغموم که دار و دسته‌اش پیشِ پروپاگانداهای 'ویچ‌های' شاغل در ایران هیچند! سیاهی پیش روی ماست. ناامیدانه باید به آینده بنگریم. احتمالا در تلویزیون‌ کشورهایِ حاشیه خلیج فارس که هنوز برای برخی «در باد تمدن خوابیده» اعراب خوانده می‌شود می‌گویند احسنت به تیم ملی‌مان که قهرمان آسیا شده.

ما که روزی آرزویمان دیدارِ تدارکاتی با یوزها بوده است! ما؟ نشسته، چشم دوخته به قمرمان که در عقرب نیفتد و دری به تخته بخورد و تازه از مرحله اول مقدماتی عبور کنیم.

همان مرحله‌ای که در دوره قبل تا دیدار آخر هیچ رقیبی توپش به نزدیکی خط دروازه هم نرسید.

حالا هم چیزی نشده. در سراشیبی سقوطیم. سقوطی آزاد به ته دره‌ای که فوتبالی جماعت آن را بی‌اعتباری می‌داند و مدیران فوتبالی طلوع،

آن هم به مربی های بی اعتبار و بی سوادِ کرواتی چون دراگان اسکوچیچ!

پ.ن:کامنت ها رو من نبستم!