مقدمه : گروه متحدین چلسی در ایران که گروهیست مرکب از هواداران تیم چلسی در مقطع های مختلف سنی و تحصیلی که از دانش اموز گرفته تا دانشجوی کارشناسی و دکتری ، در طول مدت اغاز فعالیت گروه متحدین چلسی درسایت طرفدارای اغاز به فعالیت نموده اند و یا در کنار گروه همیشه بوده اند و از نظرات انها همیشه در قسمت مقاله های سایت استفاد ه شده است . این بار تنی چند از دوستانی که درحوزه روانشناسی در دانشگاه ورامین فعالیت داشته اند درباره فحاشی های اخیر هواداران المانی در ایران به گفتگو نشستیم که ایشا ن طی اظهار نظرهایی که راجب این موضوع داشتند مطالبشان را به رشته تحریر دراوردیم. امید است طرفداران المانی درایران با خواندن این مطالب در ابتدا نگاهی دوباره به شخصیت خود افکنند و در جهت تغییر روش و منش خویش همت گمارند. لازم به ذکراست گروه متحدین چلسی درایران از اقای دکتر حسن قهرمانی و دانشجوهای دانشگاه ورامین که درتهیه مقاله حاضر کمک شایانی به گروه و مدیران دلسوز همچون اقای یوسف و فرهاد و مسعودگرامی مبذول داشتند خالصانه تشکرمیکند. دراین بین نیز لازم است ازسایت طرفداری و با مدیریت اقای ارمین جنت خواه درراستای فضای ازاد برای اظهارنظرهای مختلف یادی شود و ازایشان برای دردسترس قرار دادن این محیط فرهنگی ورزشی تشکر ویژه ای داشته باشیم گروه متحدین چلسی درایران 18 مردادماه 1393 __________________________________________________________________________________ درامدی بر نظریه شخصیت شخصیت چیست؟ چرا افراد به این صورت رفتار میکنند ؟ ایا انها در شکل دادن به شخصیت خودشان حق انتخاب دارند ؟چه چیزی شباهت ها و تفاوت های بین افراد را توجیه میکند ؟چه چیزی باعث میشود افراد به شیوه قابل پیشبینی رفتار کنند؟ چرا انها قابل پیشبینی نیستند؟ایا نیروهای پنهان و ناهشیار رفتار افراد را کنترل میکنند؟ چه چیزی موجب اختلال های روانی میشود؟ ایا وراثت رفتار انسان را شکل میدهد یا محیط ؟ زیگموند فروید پدر علوم روانشناسی نوین ، 100 سال قبل به گمانه زنیهای فلسفی با روش علمی ابتدایی را در هم امیخت . او که یک عصب شناس بود ، برای اینکه در یابد درپس نشانه های بیماری گوناگون چه تعارضهایی نهفته است ، به اظهارات بیمارانش گوش داد .((گوش کردن برای فروید چیزی بیش از هنر و به یک روش تبدیل ش ، د مسیر باشکوهی به دانش که بیمارانش برای وی فراهم کردند با این حال فروید در نتیجه ازمایشاتی که داشت به چه نظریه ای دست یافت و شخصیت انسان را محصول چه چیزی میدید؟ مهمترین خدمت فروید به نظریه شخصیت ، کاوش او در ناهشیار و تاکید وی بر این موضوع بود که افراد عمدتا توسط نیروهای غریزه ای بر انگیخته میشوند که اگاهی کمی از انها دارند یا اصلا از انها اگاه نیستند . از نظر فروید زندگی روانی به دو سطح ناهشیار و هشیار به نوبه خود د وسطح متفاوت دارد : ناهشیار تمام و کمال و نیمه هشیار درروان شناسی فروید سه سطح زندگی روانی برای مشخص کردن فرایند و مکان به کار رفته اند . وبه نوعی فروید تمامی پرخاش گریها و غضب ها ودوستی ها و محبت ها را همه ازاین سه منبع اکتشا فی اش میدید. 1:ناهشیار :در برگیرنده تمام سایقها امیال یا غرایزی است که خارج از اگاهی ما هستند ولی اغلب به کلمات احساسات و اعمال مارا بر می انگیزند . با اینکه میتوانیم از رفتار های اشکارمان اگاه باشیم اما اغلب از فرایند های ذهنی که در پس انها قرار دارند ، نا اگاهیم . برای مثال : امکان دارد فردی که علاقمند به رشته ورزشی فوتبال است به خاطر انتقادی از تیم محبوبش طرق مقابل را مورد خشم و نفرت قرار دهد . ولی شاید از تمام این خشم غضب که برخی از انها نا معقول هستند کاملا اگا ه نباشد . 2:سطح نمیه هوشیار سطح نیمه هوشیار ذهن شامل تمام عناصری است که هوشیار نیستند ، اما میتوانند به راحتی هوشیار شوند .محتوای نیمه هشیار از دو منبع حاصل میشود ، که اولین منبع ، ادراک هشیار است. انچه را که ما درک میکنیم. ان چیز فورا به نیمه هوشیار منتقل میشود . افکاری که به راحتی بین هشیار و نیمه هشیار جا به جا میشوند ، عمدتا بدو ن اضظطراب هستند و در واقع ، به تصورات هشیار بیشتر از امیال ناهشیار شباهت دارند . دومین منبع نیمه هشیار ، ناهشیار است . فروید معتقد بود که تصورات میتوانند ازدست سانسورچی هوشیار و گوش به زنگ بگریزند و به شکل مبدل وارد نیمه هشیار شوند . برخی از این تصورات هر گز هشیار نمیشوند زیرا اگر تشخیص دهیم انها مشتقات ناهشیار هستند دچار اظطراب بیشتری خواهیم شد بنابر این سانسورچی نهایی ما این تصورات مملو ازاضطراب را به ناهشیار پس میراند . سایر تصورات موجود در ناهشیار اجازه ورد به هشیاری را کسب میکنند اما فقط به این علت که ماهیت واقعی انها از طریق فرایند رویا یا لغزش زبان و مکانیزم های دفاعی با ظرافت و ماهرانه تغییر شکل یافته اند 3:هشیار : هشیاری که نقش کم اهمیتی درنظریه روانکاوی دارد ان دسته از عناصر ذهنی موجود در اگاهی در هر لحظه اززمان است . هشیاری نتنها سطح دنیای روانی است که مستقیما دردسترس ماقرار دارد. تصورات از دو مسیر به هشیاری میرسند . مسیر اول : از طریق سیستم هشیاری ادراکی است که به سمت دنیای بیرونی گرایش دراد وبه عنوان واسطه ای برای ادراک محرک های بیرونی عملمیکنند به عبارت دیگر انچه را که از طریق اندام های حسی درک میکنیم اگر خیلی تهدید کننده نباشد وارد هشیاری میشود . دومین منبع عناصرهشیار از درون ساختار ذهن حاصل میشود و تصورات تهدید کننده اما تغییر یافته ناشی از ناهشیار و تصورات ناشی از نیمه هشیار را که تهدید کننده نیستند شامل همان گونه که اشاره کردیم تصورات تهدید امیز ناهشیار با پنهان کردن خودشان در پس عناصر بی ضرر و فرار کردن از چنگ سانسور چی اولیه به نیمه هشیار میگریزند نتیجه: جان کلام مطالب بالا این است که اگر کسی ساختار ذهنی اش یعنی همان سطح ناهشیارش که به زعم فروید همه از نگرش های منفی و غرایز و نیاز ها و اکنده از خشم و نفرت است توسط سانسور چیهای سطح دوم یعنی نیمه هوشیار بگریزند خود را به شکلی غیر مستقیم از طریق کلمات و پرخاش گری ها نسبت به شخص مقابل بروز میدهند از این رو فحاشی نوعی شکل تغییر یافته جنایت است که چون جنایت همراه با اضطراب برای ذهن بیمار است خودرا از ناهشیار به نیمه هوشیار از طریق فرایند فحاشی خود را به سطح و لایه اخرین یعنی همان هشیار میرساند و از این طریق شخص خاطی از طریق مطالب اهانت وار نسبت به کسی ویا شخصیتی ویا تیم مورد علاقه ای درونیات ذهنی و خوفناکش را بیرو ن میریزد . **itachi ochiha**