شاید با زنم برم سمت بوشهر یکی از اشناهای قدیممون اونجا است ،
برای زنم سخته ، مسافرت کردن ، میگه خودت برو من نمیام
اخه بزارم اش تنها از تنهایی ترس و وحشت میکنه
در اخر بی خیال مسافرت شدم.
میریم پارک و بوستان های بزرگ اطراف تهران یا تهران و صبحونه ناهار و شام توی پارک میخوریم و یک چادر میزنم و پیک نیک و وسایل هم میبرم


