اما نرود یادت آن روز که خندانی آن روز که از شادی باران بهارانی آن روز که آزادی آن روز که اور کن آن روز که شوریده رقصنده ی میدانی آن روز که خون ارزان بر خاک نمی ریزد آن روز که جان جان جان با قهقهه می خوانی آن روز که ما بردیم! بزم ست به برزن ها میچرخی و پاکوبان غرق بوسه بارانی آن روز که نزدیک است آن روز که یادش خوش آغوش پس از آغوش ریسه های طولانی آن روز ولی از ما یادی به میان آور رفتیم غریبانه بی صدا و پنهانی یک جرعه بنوش آن روز با خنده بنوش آن روز یاد مردگانی که زنده اند و می دانی از یاد نبر خون را خونی که شتک می زد خونی که از آن آمد فردات چراغانی اما نرود یادت آن روز که خندانی آن روز که از شادی باران بهارانی آن روز که آزادی آن روز که اور کن آن روز که شوریده رقصنده ی میدانی کجایید ای شهیدان خدایی
یاد آر...
۱٬۹۹۱ بازدیدجمعه ۰۲ اسفند ۱۳۹۸ - 0۵:۳۴
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.


