در دوره کودکی ما که کتاب هنوز انقدر مهجور نبود ،خواهر بزرگ من خیلی کتاب میخرید و اکثر وقت بیکاریش مشغول خواندن رمان و کتاب های ادبیات بود ، منم که اون موقع دیگه کاملا خواندن یاد گرفته بودم ،از کتاب هاش برمیداشتم و با اشتیاق فراوان بدون اینکه بفهمم مفهوم کلامش چیه چند صفحه میخوندم و بعد خسته میشدم و پس میدادم ،اما اسم نویسنده بسیاری از اون کتاب ها  اسماعیل فصیح بود ،آرزو میکردم زودتر به سنی برسم که مثل خواهرم بتونم این کتاب ها رو کامل بخونم 

اعتراف میکنم در هیاهوی زندگی روزمره و تلاش برای بزرگ شدن اسم ایشان و کلا اون کتاب ها و البته خیلی چیزهایی که اون موقع به نظرم آرمانی میرسید فراموش کردم 

امروز مقاله ای در مورد ایشان خواندم و یهو یاد اون دوران افتادم ،این بزرگوار صاحب اکثر آثار داستانی پرفروش و پر مخاطب معاصر هستند که من خودم بجز کتاب ثریا در اغما ،فرصت مطالعه سایر آثار را نداشتم ،ایشان در سال 88 به رحمت خدا رفته 

روحش شاد و یادش گرامی باد