زنان را به احساساتی بودن محکوم میکنند
انگار که احساساتی بودن چیز بدی است، نشانهی ضعف است و باید مهار و درمان شود. اما دکتر جولی هالند ، پژوهشگر و روانپزشک، نظر دیگری دارد. او معتقد است که احساساتی بودن هیچ ایرادی ندارد و نتیجه فرآیند طبیعی تکاملی بوده تا آدمها به محیط و اطرافیانشان حساس باشند. مشکل از جایی آغاز میشود که آداب مردسالارانه احساساتی بودن را ایراد و نشانهی بیماری میداند، در حالیکه، کاملا برعکس، این میتواند نشانهی سلامت باشد. آداب مردسالارانه زنان را زیر فشار خردکنندهای قرار داده تا احساسات خود را مهار کنند. به زنان یاد داده شده تا احساس گناه کنند، معذب باشند و معذرت بخواهند اگر که سر کار گریه کردند یا اگر که عصبانی شدند. زنان مدام ترس از این دارند که مبادا احساساتی و عصبی و «هیستریک» خطاب شوند.
پژوهش های اخیر نشان میدهند که بسیاری از زنان حتی با مشاهده علائم بیماری جسمی در خود، خصوصا ناراحتیهای قلبی، مراجعه به پزشک و پیگیری درمان را به تاخیر میاندازند، چون نمیخواهند دیگران آنها را افسرده، دیوانه یا دچار مالیخولیا خطاب کنند. این مشکل برای مردها هم وجود دارد. مردها هم تحتفشار کلیشههای جنسیتی درباره مردانگی، در مواجهه با احساسات خود و صحبت کردن دربارهی مشکلات روانی و حتی جسمانی هراس دارند.


