بخش اول
واژهی «فمینیست» نخستینبار در ۱۸۷۱ میلادی در یک متن پزشکی به زبان فرانسه برای تشریح گونهای وقفه در رشد اندامها و خصایص جنسی بیماران مردی که تصور میشد از خصوصیات زنانهیافتن تن خود رنج میبرند نوشته شده است.
استفاده از این واژه تا دههی ۶۰ و ۷۰ میلادی، برای اشاره به تشکلهای زنان مرسوم نبود.
از این واژه تعاریف متعددی ارائه شده است.
فمینیسم را گاهی به جنبشهای سازمانیافته برای احقاق حقوق زنان و گاه به نظریهای که به برابری زن و مرد از جنبههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حقوقی معتقد است، معنا کردهاند.
"دستکم میتوان گفت [فمینیست] کسی است که معتقد باشد زنان بهدلیل جنسیت گرفتار تبعیض هستند، که نیازهای مشخصی دارند که نادیده و راضی نشده میماند، که لازمهی راضی شدن این نیازها تغییری اساسی در نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است".
این واژه با اندکی تغییر در لفظ، در زبانهای انگلیسی، فرانسوی و آلمانی به یک معنا به کار میرود و از ریشهی «Feminine» که معادل «Feminin» در فرانسوی و آلمانی میباشد، اخذ شده است. کلمهی «Feminin» به معنای «زن یا جنس مؤنث» است که خود از ریشهی لاتینی «Femina» گرفته شده است.


