پریشب انگار تو یه دنیای دیگه ای بودم خواب عجیبی بود توی کوچه خونه دوران بچگیم ( که خیلی خاطره از اونجا دارم ) سرگردان و حیران فقط دور خودم میچرخیدم ...      شخصی بهم گفت تو بزودی میمیری چون اینجا انتظارتو میکشن ( دقیقا جملش همین بود یادم نمیره ) ...            گفتم نمیشه من بمونم گفت یه نفر میخاد تورو بیاره اینجا  اگه اون نخواد تو دنیای خودت میمونی...  خیلی عجیب بود اما راستش خیلی نترسیدم نه بخاطر واقعی نبودنش ... انگار چیزی ندارم که نگرانش باشم همه چی تکراریه مثل فیلمی که اخرشو میدونی... همه چی یه بازیه... الکیه... یه حس بی تفاوتی خاصی دارم انگار همه چیو یبار دیدم... انگار دیگه کاری ندارم واسه انجام دادن با اینکه هنوز خیلی جوونم بااینکه عاشق جنگیدنم بااینکه به خیلی چیزا نرسیدم اما ... انگار هیچ چی ارزششو نداره...    نمیدونم اینجوری شدید یا تجربه همچین خوابی داشتید؟    اصلا نگاهتون به دنیا چیه ؟ چجوری میبینیدش ؟