وقتی بهترین بازیکنان دنیا در تیمتان بازی می‌کنند، باید از این برتری استفاده کنید، بازی خود را به حریف دیکته کنید و به حریف اجازه ندهید بازی را به سمتی ببرد که شما نتوانید از توانایی‌‌های بازیکنانتان استفاده ببرید. تیم‌های گواردیولا کنش گرایانه ترین نوع فوتبال امروز را ارائه می‌دهند که بین توانایی ها و سبک فوتبالشان یک رابطهٔ دو سویه وجود دارد. یعنی توانایی هایی که آن ها دارند این اجازه را می‌دهد که این سبک فوتبال را به اجرا در بیاورند و این سبک فوتبال هم به آن‌ها اجازه می‌دهد از تمام توانایی‌هایشان استفاده کنند.    برای توضیح بیشتر باید به تاریخچهٔ فوتبال سری بزنیم. همواره بین فوتبال «کنش گرایانه» و «واکنش گرایانه» یک رقابت وجود داشته است. مثل رقابت بین کارخانه‌های سازندهٔ تلفن همراه که هر بار برای ایجاد برتری نسبت به رقیبان خود، یک آپشن جدید به محصولاتشان اضافه می‌کنند. ابتدا هلنیو هررا یک شیوهٔ مستحکم دفاعی و واکنش گرایانه برای یارگیری بازیکنان حریف ارائه کرد اما چندی بعد راه‌های مقابله با آن آشکار شد. مثل یک و دو  یا حرکات فریب دهنده و بسیاری تکنیک‌های دور زدن یارگیری نفر به نفر که می‌شناسیم. به علاوه یارگیری یک ضعف بزرگ داشت و آن هم عدم پوشش فضاهای حیاتی بود. مثلا اگر مهاجم نوک حریف عقب برود، مدافع آخر برای یارگیری او محوطهٔ جریمه را رها خواهد کرد. تمام این ها باعث شد که شیوهٔ جدید بازی واکنشی، بر اساس پوشش فضاها باشد. فضاهای داخل محوطهٔ جریمه و بین خطوط اما باز هم راه حلی وجود داشت. ایجاد برتری عددی در یک منطقه، دفاع های منطقه‌ای را دور می‌زند. و حالا در چند سال اخیر سیمونه یک مدل دفاعی جدید رو کرده است. تیم او به کمک دو مهاجمش تا جای ممکن بازیسازی حریف را کند می‌کند و تیم مهاجم را مجبور می‌کند از یک جهت خاص حمله کند و به محض اقدام حریف به اجرای نقشه‌های هجومی، با شیفت کردن تیم به آن سمت، فشردگی زیادی در آن منطقه ایجاد می‌کنند. اما دو-سه سال اخیر، تیم ها راه‌های بیشتری برای تعویض منطقهٔ سریع پیدا کرده اند که پپ گواردیولا یکی از مربیان نو آور در این زمینه بوده است. تعویض منطقهٔ سریع، اجازهٔ تجمع دفاع در یک سمت را به تیم مدافع نمی‌دهد.  تمام روش های این تاریخچه حالا تبدیل به اصول فوتبال شده اند. چگونگی یارگیری و درگیری با مهاجم حریف، اهمیت بازی بین خطوط و ... درست مثل همان آپشن های تلفن همراه که حالا دیگر ویژگی‌هایی که قبلا به آن‌ها اضافه شده، پیش زمینه‌ای برای نو‌آوری‌های بعدی شده است.  پپ هم اصول فوتبال را خوب می‌شناسد چرا که با بازیکنان بزرگی هم‌بازی بوده است و با مربیان بزرگی‌هم ارتباط داشته‌است. پس حالا دانستن این اصول، به او اجازه می‌دهد چیزهای جدیدی وارد فوتبال کند.   فصل ۲۰۱۷_۲۰۱۸ بعد از مصدومیت مندی، برعکس خیلی از مربیان که بعد چنین مسائلی انرژی‌شان را صرف غر زدن و شکایت از شرایط موجود می‌کنند، از فابین دلف در پست «دفاع کناری_هافبک» استفاده کرد که تحلیل‌گران دنیا اسمش را گذاشتند «فولبک کاذب» و سعی کرد کاری را که در بایرن مونیخ شروع کرده بود، اینجا به سر  انجام برساند. یعنی همان استفاده از مدافعین کناری به عنوان محور اصلی تیم در بازیسازی و پخش توپ...  قبل تر هم دیده بودیم که در تیم‌های گواردیولا، برای انجام کار‌های ترکیبی، دنی آلوز با ژاوی یا اینیستا جابه‌جا می‌شد. اما حالا یک نقش متفاوت برای مدافعین کناری در نظر داشت که همان استفاده از مدافعین کناری به جای هافبک‌ها در پخش توپ بود. به طوری که مدافعین کناری در نیم‌فضاها حرکت می‌کنند نه دو کانال کناری چرا که در کانال‌های کناری دسترسی به سمت دیگر زمین کاهش می‌یابد و کار برای تعویض منطقه سخت می‌شود که دوباره تیم‌هایی مثل اتلتیکو با تجمع و ایجاد فشردگی در یک سمت زمین می‌توانند شرایط را به نفع خود تمام کنند. پس دیگر مدافعین کناری نباید صرفا بازی قابل پیش‌بینی شان در کناره‌ها را ادامه دهند و این دامنهٔ حرکتی جدید یه تیم اجازه می‌دهد مدرن ترین شیوهٔ دفاعی فوتبال را دور بزند.  اجرای یک فوتبال کنش گرایانه علاوه بر این که وابسته به اجرای درست اصول فوتبال است، به پیروزی در نبرد تاک‌تیکی هم احتیاج دارد و گواردیولا برای پیروزی در این نبرد سعی کرده چیزهای جدیدی به فوتبال اضافه کند و یک مربی پیش‌رو و نوآور باشد. از دیگر کارهایی که پپ به عنوان یک کار جدید انجام داد، می‌توان به استفاده از داوید ویا به عنوان مهاجم کناری اشاره کرد. داوید ویا که پا به توپ خوب و سریعی نداشت تا از فضاهای موجود در کناره‌های زمین استفاده کند و نقش یک بال هجومی را ایفا کند اما باز هم در این پست درخشید چرا که نبوغ آلبا و آلوز در نفوذ از کناره‌ها به ‌آن‌ها اجازهٔ اجرای این سبک را می‌داد و باعث شده بود داوید ویا بیشتر از قدرت تمام کنندگی اش استفاده کند و در فضایی که جلوی مسی به وجود می‌آمد حرکت کند. همان

رابطهٔ دو سویه بین توانایی ها و سبک بازی و استفاده از توانایی های برتر بازیکنان در اجرای یک تاک‌تیک تیمی برتر و در دست گرفتن ابتکار عمل...  البته گاهی این نو‌آوری های پپ، به شکل خام و ناقص ارائه شدند که در قسمت‌ بعد به این موارد اشاره خواهیم کرد.