#آنالیز_ما  ✅ فلیک؛ مربی‌ای از جنس دانش برای رسوندن بایرن به قله... ترکیب ده نفره بایرن، بدون احتساب مانوئل نویر، یه ترکیب کاملا جدا از همه؛ شش تای اول و چهار تای دوم؛ شش نفره دیویس، آلابا، بواتنگ، پاوارد، کیمیش و تیاگو و چهار نفره کوتینیو، مولر، گنبری و زیرکزی (تو بازی امروز) ترکیب ۳-۳-۴ یا ۱-۳-۲-۴ ای که متفاوت از نمونه‌های دیگه است؛  نمونه‌هایی مثل ۳-۳-۴ گواردیولا تو تیمهای مختلفش و یا لیورپول کلوپ و اکثر ۳-۳-۴ هایی که تو فوتبال امروز، از تیمهای مختلف میبینیم. منشاء این تفاوت، حضور توماس مولر در ترکیبه؛ هافبک هجومی‌ای که مدل بازیش با تمامی هافبک هجومی‌هایی که در حین خوندن این متن، همین لحظه از ذهنتون گذر میکنه، فرق میکنه؛ هافبک هجومی هایی مثل دی‌بروینه و داوید سیلوا تو فوتبال امروز و فابرگاس و اینیستا و کلی اسم دیگه تو سالهای گذشته؛ بازیکن‌هایی که برای تصاحب توپ و شروع بازیسازی، به عقب میومدن و از هافبک دفاعی، توپگیری میکردن و تا محوطه جریمه حریف پیشروی؛ اما توماس مولر چنین بازیکنی نیست؛ حمل توپ خیلی بالایی نداره و نقشه حرارتی‌اش تو هر بازی هم نشون میده که اون بیشتر از اینکه برای توپگیری، رو به عقب متمایل بشه، به سمت محوطه جریمه تیم مقابل و کناره‌های خط حمله حرکت میکنه تا تعداد عناصر هجومی بایرن در محوطه جریمه حریف رو در هر لحظه به عدد چهار برسونه؛ این بهترین پستیه که با توجه به حضور لواندوفسکی، میشه در اون از مولر بازی گرفت؛ مولری که بازیکنی گلزنه تا گل ساز؛ ولی با اومدن لواندوفسکی و برتری این بازیکن تو تمام‌کنندگی، جایگاهش رو در خطر دید و رقابت نوک حمله رو به لوا باخت. حالا این وظایفی که روی دوش مولره، بهترین نوع بازی گرفتن از این بازیکنه و فلیک به خوبی این نکته رو فهمیده و باعث شده که مولر حالا با ۱۶ تا پاس گل، بهترین پاسور این فصل پنج لیگ معتبر اروپایی باشه و تو بازی امروز مقابل هافنهایم هم، دو پاس گل ثبت کنه. تمایل مولر به خط حمله و برنگشتن به عقب و همچنین اضافه نشدن به میانه های میدان، باعث شده تا دو بازیکن دیگه خط هافبک بایرن، وظایفی متفاوت تر از هافبک های سایر تیمها داشته باشن؛ دو نفره کیمیش - تیاگو که تو بازیهای اخیر فوق‌العاده و بینظیر بودن؛ بازیکن‌هایی که از اضافه شدن دائمی به خط حمله دوری میکنن و بیشتر سعی در بازیسازی از عقب دارن؛ دو بازیکن باکلاس و فوق‌العاده و با وظایفی شبیه به هم که دائما با تعامل دوطرفه، به صورت نوبتی و خیلی محتاطانه، به حملات اضافه میشن که دلیل استفاده اونها توسط فلیک و بازی نگرفتن از بازیکنی مثل تولیسو که جنگنده و تخریبیه، همون نکته‌ایه که در اول متن بررسی کردیم؛  یعنی ضعف مولر در حمل و دریافت توپ و بازگشت به عقب. تصمیم خلاقانه‌ای که بایرن رو تو بازیسازی و خلق موقعیت، به تیمی روون و بی‌نقص و چشم نواز تبدیل کرده و فلیک رو هم تو چشم ما به تئوریسینی که میشه برای فتح آلمان و اروپا، روش حساب باز کرد؛  مربی با دانش آلمانی که حالا توانایی‌های خودش رو داره ثابت میکنه.  کیمیش و تیاگو؛ دو تا رجیستایی که تو بازیسازی منظم و با برنامه عمل میکنن و در صورت مهار یکی از اونها، نفر بعدی به خوبی نبود بازیکن کناریش رو جبران میکنه و اجازه نمیده که بایرن با مشکل یوونتوس و ساری مواجه شه؛ یوونتوسی که در صورت مهار پیانیچ ترکیبش، یعنی تک رجیستای این تیم، کاملا نبض بازیسازی از دستش در میره. ولی فلیک با قرار دادن کیمیش و تیاگو در کنار همدیگه، اجازه نمیده که خلاقیت ترکیبش به خاطر پرس حریف به خطر بیوفته؛ این دو بازیکنی که در اکثر دقایق با فاصله خیلی کم از همدیگه، در یک راستا و یک خط بازی میکنن، به خوبی توپ رو از خط دفاع تحویل میگیرن و اون رو به سه عنصر سرعتی و هجومی‌ای که پشت مهاجم نوک (زیرکزی تو بازی اول هفته) منتظر یه حمله انفجاری‌ان میسپارن؛ این دلیلیه که بایرن از وینگر های سرعتی، به جای وینگر های بازیساز و خلاق استفاده میکنه؛  همون دلیلی که باعث میشه تا به کوتینیو کمتر بازی برسه و گنبری و کومان به بازیکنی مثل کوتینیو ترجیح داده بشه. تک‌تک اتفاقاتی که داره تو ترکیب و سیستم بایرن میوفته، کلی تفکر و نظم و دانش پشتش مخفی شده و این موضوعیه که اونها رو از همه لحاظ خطرناک میکنه؛ تبریک آقای فلیک؛ شما یه نابغه‌ای...