در اثر بی خوابی بیماری روانی به اسم شیزوفرنی گرفته بود ، و از آپارتمان و خونه ای که توش زندگی میکرد حالش بهم می خورد و سعی می کرد که زندگی تازه ای رو انجام بده که یه شخصیت خیالی برا خودش ساخت که همون برد پیت بود
یارو خودش آدم ترسو و وسواس و بی اعتماد به نفس و وابسته و ضعیفی و ... بود ولی یه خود ایده آل و شخصیت خیالی همیشه تو ذهنش داشت که دوست داشت مثل اون باشه. این شخصیت خیالی و ایده آل شجاع و به تخمم و با اعتماد به نفس و ... بود.
واسه همین یارو از یه جایی به بعد تصمیم گرفت خودش و تمام وابستگی هاشو فراموش کنه و تبدیل بشه به خود ایده آلش یعنی تایلر دردن و توانایی های پنهان و سرکوب شده ی خودش رو زنده کنه
طرف خود درگیری داشت فک میکرد همه کارارو برد پیت میکنه درحالی ک خودش بود ک انجام میداد و برد پیت یجورایی وجودش بود ک کنترلش میکرد اخرشم ک تیر زد ب خودش باعث شد وجودش از بین بره
منم زیاد نفهمیدم
فکر کنم برد پیت خود اون مرده بود که یه شخصیت هنجار شکن و عوضی و بیرحم بود
ولی خودش نمیدونست چقدر بد شده
اخرم که فهمید طرف خودشه خودشو کشت تا اونم بمیره
دیدگاهها