چه کسی فکرشو می کرد روزی این 3 مرد هدایت 3تیم برتر از 5 تیم برتر اروپا در عصر ما رو بر عهده بگیرن؟
مردانی با شهرت و اعتباری شاید یک صدم یا یک هزارم آنچه که امروز دارند...
برای من اما این عکس خیلی تامل برانگیز است....یک مترجم ساده،یک هافبک و یک مهاجم که ده ها مورد بهتر از آن ها در دنیای فوتبال عصر خودشان وجود داشته...در یک عکس درکنار هم با لبخند هایی که سر درونشان چیز دیگری ست...اعضای یک باشگاه با هدفی واحد و با آینده ای پر رمز وراز...
فوتبال درست مثل فیلم های هندی یا درام است...نمی دانید چه بود و چه شد اما آن چیزی که به ذهن تان خطور نمی کرد اتفاق می افتد...این 3مرد که هیچ کس شاید 1درصد هم روی آینده ی فعلیشان احتمال نمی داد حال مربی 3 تیم برتر اروپا از میان 5تیم برتر اروپا شده اند....مردانی که علی رغم لبخند های دوستانه شان در این عکس،نبردهای خاطره سازی دربرابر هم در مستطیل سبز داشته اند، دارند و خواهند داشت.
این لبخند ها را ببینید...
سپس بازی بارسلونا و اینتر در نیمه نهایی چکمپیونز لیگ 2010 را بیبینید... یکی پس از اخراج یک بازیکن از تیمش، به شانه ی دیگری زد و گفت فکر کردی کار تمام شده؟و پس از حذف او از جنگ، برای تمام تماشاچیان استادیومی که از وی بیزار بودند شاخ و شانه کشید و انتقام جویی کرد...
سال بعد را دنبال کنید...در اولین دیدارشان در لالیگا در الکلاسیکو آن که فصل قبل نبرد راباخته بود،سنگین ترین شکست تاریخ فوتبال دیگری را رقم می زند...و دراماتیک تر از همه این که در همان مرحله ی مشابه سال قبل در همان استادیوم انتقام خود را می گیرد....
جنگ آن ها تا فصل قبل در سوپر کاپ اروپا نیز ادامه داشت و اکنون رقیب دیگری نیز از همان دوران به آن ها اضافه شده است...دیگو سیمئونه....جنگجوی اتلتیکو مادرید...
حال این 4مرد لالیگا که 3نفرشان در یک تیم بودند به همراه کالو آنجلوتی هدایتگر 5تیم برتر حال حاضر اروپا هستند و این فصل جنگی تمام عیار در اسپانیا و اروپا به راه خواهند انداخت....
فوتبال دقیقا مانند زندگی ست....روزی پسری گمنام مانند اسکندرو چنگیز و کوروش دنیا را فتح می کنند...یکی با خونریزی و یکی با انسانیت...
و در مستطیل سبز هم روزی یک مترجم گمنام و چند بازیکن خوب(ونه فوق ستاره) رهبر 80% قدرتمند ترین تیم های اروپا می شوند....
آری...فوتبال یک رمان انسانی ست...یک رمان زندگی