دوره ی رکود علمی و عقلی فرهنگ و تمدن اسلامی - حدوداً از اواخر قرن پنجم قمری آغاز می گردد. در این دوره هر چند علوم عقلی در جهان اسلام به دلایل مختلف رو به انحطاط می گذارد،4 اما تمدن اسلامی به واسطه ی دستاوردهای قرون پیشین هم چنان نسبت به تمدن های دیگر، قوت و غنای بیش تری دارد و به همین دلیل مورد توجه اروپاییان قرار می گیرد و آنان به انتقال فرهنگ و علوم اسلامی از راه های گوناگون اقدام می نمایند. اوج این مقطع را در قرن پنجم و ششم قمری (دوازدهم و سیزدهم میلادی) شاهد هستیم. یکی از راه های اصلی این انتقال، ترجمه ی کتب مسلمانان به زبان های اروپایی می باشد.
در این دوره اروپا با پشت سر گذاشتن نیمه ی اول قرون وسطی و استقرار نظم و قانون، تا حدودی امنیت و آرامش لازم را جهت اشتغال و کار علمی پیدا نمود. کلیسا در استقرار این نظم، نقش بزرگی داشت.5 از سوی دیگر نیز به واسطه ی افزایش حجم داد و ستد بین شرق و غرب، و به تَبَع آن رشد شهرهای بازرگانی مستقل، زمینه جهت رشد اندیشه و عقلِ غربی، که از قرن ها پیش متروک مانده بود، فراهم شد. عوامل فوق در کنار تماس اروپا با جهان اسلام موجب بیداری و هوشیاری اروپاییان گردید.
تلاش جدی اروپاییان از ابتدای قرن دوازدهم میلادی به بعد برای کسب علوم مختلف مسلمانان، موجب گردید تا «رنسانس قرن دوازدهم»6 ایجاد و در پی آن، قرن بعدی (قرن سیزدهم) به «قرن دانشگاه ها» معروف گردد.


