در جنگ ماراتون که بین ایران و یونان صورت گرفت ارتش ایران در بامداد وارد جلگه به ئوتی گردید و چون دو دیوار در شمال و جنوب ارتش وجود داشت نمیتوانست نه به طرف شمال برود و نه به سوی جنوب و وقتی قدری از ظهر گذشت، پیکارهای شدید بین سربازان یونانی که همه لباس های فلزی در برداشتند و سربازان ایران در گرفت و هنوز روز به انتها نرسیده بود که ارتش ایران به رهبری مردونیوس داماد داریوش اول شکست شدیدی خورد.
در این هنگام فرمانده ارتش یونان داوطلب خواست تا اینکه شخصی خبر آن پیروزی را به آتن ببرد و به اطلاع مجلس آتن برساند.
یک جوان به اسم "میل تیس" که شبان بود داوطلب شد که خبر پیروزی ارتش یونان را بر ارتش ایران به آتن برساند و جوان شروع به دویدن به سوی آتن کرد.
جوان چوپان تمام راه را دوید و وقتی وارد مجلس آتن شد طوماری را که در دست داشت به رئیس مجلس داد و بانگ زد پیروزی... پیروزی..
آن گاه بر زمین افتاد و دیگر برنخاست زیرا بر اثر دوندگی بدون انقطاع به هلاکت رسیده بود.
امروز هم دوندگان دو ماراتون مسافتی را به اندازه میدان جنگ تا مجلس آتن را میدوند تا خاطره تحمل دلاورانه آن جوان یونانی را زنده کنند.
پیروزی یونانیان بر ارتش ایران در ماراتون طوری ملل یونان را خوشحال کرد که مدت پنجاه روز در تمام کشور های یونان جشن گرفتند و برای اولین بار در تاریخ یونان دویست تن از غلامان را به شکرانه آن پیزوزی آزاد کردند و به آنها اهلیت یونان داده شد و جسد جوان چوپان را نزدیک شهر ماراتون کنار اجساد مقتولین آتنی و سایر ملل یونان دفن کردند و بر مزارش بنای یادبود ساختند.
این بود حکایت انجام دو ماراتون تا به امروز....



