ترکیب امشب ستین، کاملا مشابه ترکیب منچستر سیتی تو بازی رفت مقابل رئال بود؛ تو ترکیب بارسا، مسی و تو ترکیب سیتی، برناردو سیلوا، در نوک خط حمله بازی میکردن؛ کنار برناردو، ماحرز و ژسوس و کنار مسی، گریزمن و بریتویت؛ مسی و برناردویی که هر کدومشون در کنار راکیتیچ و دی‌بروینه، مسئولیت بازیسازی رو بر عهده داشتن و زوجهای بوسکتس - دی‌یانگ و رودری - گوندوغان ، پشت سرشون دو نفر دیگه خط هافبک رو تشکیل میدادن. هم تو ترکیب سیتی و هم تو ترکیب بارسای امشب، مدافعین کناری اجازه نفوذ و اضافه شدن به حمله رو نداشتن و احتیاط، عنصر اصلی دو تیم بود. اما یه سوال؛ تفکر پپ گواردیولا تو اون شب برنابئو رو بخاطر میارین؟ تلاش برای کنترل بازی تو زمین رئال، احتیاط در حمله کردن  و آروم کردن جریان بازی؛ تصمیمی که پپ برای رویارویی با تیم بزرگی مثل رئال گرفته بود، اون هم تو یه بازی حساس و حذفی؛ سیتی‌ای که حتی کسب یه مساوی هم براش ارزشمند میبود و همین برابری قدرت سیتی و رئال دلیل استفاده پپ از اون ترکیب بود. حالا این برابری قدرتی، یه سوال خیلی بزرگ تو ذهن ما ایجاد میکنه؛ شباهت ترکیب و نوع بازی امشب بارسا با شیوه بازی سیتی، به این معناست که بارسلونا برای کنترل بازی و ضربه زدن به به سوسیه‌داد در لحظات خاص مسابقه، به مصاف این تیم رفته و این یعنی قدرت بارسای فعلی با تیمی مثل سوسیه‌داد برابره؟ آمار های بسیار زیادی وجود داره که به این سوال ما پاسخ "بله" میده؛ میانگین استقرار بازیکن‌های بارسا تو بازی امشب، نشون از میل تدافعی سمدو و جوردی آلبا میده؛ نقشه حرارتی دو مدافع کناری بارسا، تو زمین خودشون بسیار پررنگ بود و فقط در مواردی خاص، جوردی آلبا اجازه اضافه شدن به حملات رو داشت؛ بوسکتس در نیمه زمین خودی حضور فعالتری داشت و راکیتیچ و دی‌یانگ هم کاملا چسبیده به بوسکتس، خیلی محتاطانه به عمق دفاع سوسیه‌داد نفوذ میکردن؛ مالکیت دو تیم در پایان بازی، با اختلاف خیلی کمی (۵۴ به ۴۶) به سود بارسا بود و حتی تو نیمه دوم، این آمار به نفع سوسیه‌داد هم بود و بارسا مالکیت رو به حریف واگذار کرده بود؛ اختلاف پاس صحیح دو تیم فقط ۸۷ مورد بود (۴۳۷ به ۳۵۵) و دقت پاس دو تیم هم اختلافی ناچیز داشت (۸۳ به ۸۱) تو میانگین استقرار نفرات سوسیه‌داد، پنچ بازیکن فعال در زمین بارسا دیده میشد و ما بازی‌ای کاملا پایاپای و برابر رو شاهد بودیم که بارسلونا به کمک تک اتفاق جریان بازی، پنالتی دقیقه ۸۰، موفق به پیروزی شد. واقع بین باشیم؛ همه این اتفاقات از قدرت پایین بارسا خبر میده؛ بارسایی که تو نیوکمپ به درصد مالکیت کمتر از ۷۰٪ راضی نمیشد؛ بارسایی که متخصص آتیش بازی تو زمین خودش بود و اجازه تکون خوردن رو به حریفش نمیداد و بارسایی که به کمتر از چهار گل تو نیوکمپ اکتفا نمیکرد و تو هر بازی، اختلافی فاحش با رقیبش ایجاد میکرد. نفرات فعلی لیست بارسلونا این حقیقت رو فریاد میزنن که بارسا تیمی در حد رئال سوسیه‌داده که به واسطه اسم بزرگش، حالا حالا ها تو کورس رقابت‌ها باقی مونده؛ صادقانه بگیم؛  ترکیب بارسا فقط به اندازه مقابله با تیمهای درجه سوم اسپانیا، بازیکن تاثیرگذار و خوب داره. امید کل تیم به ساق‌های خسته مسیه؛ مسی‌ای که به تنهایی ۲۵ امتیاز از ۵۸ امتیاز این فصل بارسا رو به دست آورده؛ مسی‌ای که تو ۳۳ سالگی، باید چشمش به ستاره‌های جوونتر باشه؛  مثل اون موقعی که چشم پویول با تجربه به درخشش ژاویستا در کنار مسی بود؛ مثل اون موقعی که چشم ژاوی خسته به درخشش اینیستا و مسی دوخته میشد؛ مثل فصل های آخر اینیستا که رو درخشش مسی آماده حساب باز میکرد؛ اما چشم کل بازیکن‌های تیم و طرفدار های آبی اناریها، به درخشش لئو مسیه که براشون یه کاری بکنه؛ واقعیتی دردناک که به ما نشون میده  "سرنوشت بهترین بازیکن تاریخ فوتبال، لزوما دراماتیک و عاشقانه به پایان نمیرسه" مثل نگاه پویول و ژاوی و اینیستا، نگاه کل بارسایی‌ها به انتظار درخشش مسی به ساق پاهاش دوخته شده؛ انتظاری که مسی از پس انجامش بر نمیاد و همین موضوع، اون رو به ناراحت ترین فوتبالیست فعلی دنیا تبدیل کرده؛ پپ میگه "وقتی مسی خوب نباشه، به این معنیه که اون خوشحال نیست..." آره مسی ناراحته؛ از اینکه به تنهایی نمیتونه یه تیم باشه ناراحته؛ از اینکه کنارش ستاره‌ای برای آینده باشگاه وجود نداره ناراحته؛ از اینکه این ذهن پریشونش به خشونت تبدیل شده و تو هر سه بازی اخیرش کارت زرد گرفته هم ناراحته؛ صادقانه بگیم؛  ترکیب بارسا فقط به اندازه مقابله با تیمهای درجه سوم اسپانیا، بازیکن تاثیرگذار و خوب داره؛ این مشکل دقیقا به کجا مربوط میشه؟ پیدا کردن پاسخ این سوال دشواره؛ ولی یچیزی رو خوب میدونیم؛ ما هم مثل مسی ناراحتیم؛  نه برای بارسلونا و آینده این تیم؛ برای خودش و آینده‌اش؛ برای خودمون و آینده‌مون؛ برای فوتبال و آینده فوتبال بدون مسی...