دیس ۴
لایک ۷
قلب ۹
از ۱۰ نمره
....
مرگ
زوزه ی باد می آید هر دمی گویی سنگ معشوقی شانه بر موهای خیسش میکشد خیره از پشت شیشه بر شاخ درخت خشمگین من ، از پر بودن خیال به خرم کبود پر میکشم و از آن بام بی پایه و بی در و پیکر چه ذره و کوچکم ، بچه ای در گهواره ایستاده است بزرگ شو دست بر دامان کبود بانو بکش گویی مرگ خفتن در گرمای اوست


