هرکسی از تکه خنده دار هر خاطره خنده دار هر داستان بامزه که بوده رو تعریف کنه

من خودم یادمه یه بار با جمع رفقا رفته بودیم موقع برگشت طرف رو گذاشتم در بقالی محل که بره چیزی بخره. حالا ماشین کجا پارک کردم؟ مجبور شدم نصف خیابون رو بگیرم. گفت بچه ها خداحافظ برم خمیردندون بخرم. منم گفتم نه بابا! خمیر دندون هم می خری. مسواک هم می کنی. حتما دستاتو با صابون می شوری . آقا من گفتم همه توی ماشین ترکیدن. ترکیدن چجورم ترکیدن از خنده