خب اینم بخش دوم از سه‌بخش...

لینک بخش اول:

https://www.tarafdari.com/node/1557884

منبع: http://aminaramesh.ir

​​

مراجع آنلاین آموزشی را بشناس

امروز بی‌مهارتی، انتخابِ توست و نه اجباری برای تو.

میدانستی از هرجای ایران که هستی میتوانی به بهترین مراجع آنلاین آموزشی دسترسی داشته باشی؟

میدانستی گوگل آموزش آنلاین دارد؟

میدانستی در coursera و edx میتوانی بهترین منابع آموزشی دنیا را ببینی؟

یادت هست گفتم شغلهای جدید را بشناس؟ حالا میگویم میتوانی از درون خانه‌ات مهارتهای لازم برای این شغلها را هم کسب کنی. به لطف همین مراجع آنلاین آموزشی.

همه اینها به سادگی در دسترس توست. این یک دنیای جدید است. ۱۰ و ۲۰ سال پیش آموزش اینقدر در دسترس نبود.

شغلهایی که منتظر تو هستند و مهارتهایی که از درون خانه میتوانی یاد بگیری. خیلی خوب است، نه؟

اهل یادگیری شو. یادگیری لذت‌بخش است. اگر لذتش را نمیچشی، حتما روش یادگرفتنت مشکل دارد. میتوانی تغییرش دهی.

.

دنیای واقعی تلاش پیوسته لازم دارد

ای وای از این سیستم شبِ امتحانی.

اگر حواست نباشد دانشگاه و پاس کردن شب امتحانیِ درسها، یک بلای بزرگ سر تو خواهد آورد. اینکه باور کنی کل دنیا با این سیستم کار میکند: یک تلاش زیاد در یک بازه زمانی کم منجر به دستاورد خواهد شد.

این باور فاجعه است. دنیا اینگونه کار نمیکند.

برای رسیدن به دستاوردهایی که حال تو را خوب کند و به تعبیری موفق شوی، باید عادت کنی به تلاش پیوسته. حتی اگر این تلاش آهسته باشد.

کاش در این سالها فعالیت یا فعالیتهایی داشته باشی که مستمر انجامشان دهی. مثلا یادگیری مستمر یک زبان برنامه‌نویسی، کلاسهای ورزشی یا نمیدانم هر چیز دیگری که باعث شود در درازمدت به یک سری روتین وفادار باشی.

اینکه عادت کنی به تلاش آهسته و پیوسته و منتظر دستاوردهای شب امتحانی نباشی، لازمۀ حال خوب تو در سالهای آینده است. حال خوب شغلی‌ات و البته حال خوب در سایر جنبه‌های زندگی.

.

فرق داشته باش

میدانی چند میلیون فارغ التحصیل دانشگاهی بیکار در این مملکت داریم؟ 

اگر فقط آن چیزهایی را داشته باشی که آنها دارند، چرا تو نباید یکی مثل آنها شوی؟ یک فارغ التحصیلِ مدرک‌دارِ بیکار. 

آنها یک یا دو یا حتی سه مدرک دانشگاهی دارند، ولی مهارت ندارند. تو هم اگر فقط آن مدارک را داشته باشی همان داستان را تکرار خواهی کرد.

برای اینکه دستاوردهای متمایزی به نسبت دیگران داشته باشی، امروز باید کارهای متمایزی بکنی. باید چیزی داشته باشی که دیگران ندارند.

ببین، این طبیعی است که وقتی عرضه چیزی زیاد باشد و تقاضایی برای آن وجود نداشته باشد، کم‌ارزش خواهد شد.

وقتی این اصل ساده را درنظر بگیری، سراغ زمینهایی خواهی رفت که بازیگران زیادی ندارد، مثل برنامه‌نویسی و داده‌کاوی و باقی زمینه‌های پرتقاضا.

اگر همه دارند مدرک ارشد و دکترا میگیرند و تو هم یکی مثل آنهایی، فرق چندانی با دیگران نداری.

ببین چه کار متفاوتی میتوانی انجام دهی.

لطفا فرق داشته باش.

.

تجربه، تجربه، تجربه

جمله کلیشه‌ای است، ولی خیلی دوستش دارم: کار عار نیست.

باور کن عار نیست. خصوصا در آن سنین دانشجویی که اصلا عار نیست.

در پی تجربه‌های متنوع باش. این تجربه‌ها به تو در شناخت خودت کمک زیادی خواهند کرد. یادت باشد بهترین تستهای شخصیت‌شناسی هم به اندازه تجربه واقعی به تو در شناخت خودت کمک نمیکنند.

برای خیلی‌ها پیش آمده که بعد از تجربه یک فعالیت، نظرشان در مورد علاقه یا عدم علاقه به آن عوض شده. 

چه بهتر که این تجربه‌ها در محیط واقعی بازار کار باشد. دوره‌های کارآموزی را دریاب. باور کن شاگردی کردن رسم خوبی بوده که حالا ورافتاده.

به کمک این تجربه‌ها، رزومه‌سازی هم خواهی کرد.

در شغلهای ابتدایی چندان به فکر دریافتی مالی نباش. دریافت تجربه در سالهای ابتدایی، در سالهای بعد اثرات مالی‌اش را خواهد گذاشت.

حتی اگر نرفتی سراغ کارهای بیرون از دانشگاه، فعالیتهای جنبی دانشجویی را از دست نده. برگزاری همایش، برگزاری نمایشگاه، کمک به نشریات دانشجویی و مسئولیتهای مختلف دیگری که میتوانی بر عهده بگیر.

خلاصه که زنده باد تجربه.

.

داستان آدمهای متفاوت را بخوان و بشنو

اگر به حرفهایم عمل کنی، تو یک آدم معمولی نخواهی بود. شاید از نظر بقیه رفتارهایت عجیب باشد. میانگین جامعه چندان اهل یادگیری و تجربه و آینده‌نگری نیست. تو قرار است چنین باشی و احتمالا خیلی پذیرایت نخواهند بود.

در این راه تو به انگیزه و ایده‌های جدید نیاز داری.

برای هر دوی اینها، علاوه بر حرفهای قبلی، پیشنهاد دیگری هم دارم: داستان زندگی آدمهای متفاوت را بخوان و بشنو.

شنیدن از داستان این آدمها به تو انگیزه میدهد، باور خواهی کرد که میشود کارهای متفاوتی کرد.

و البته از مسیر شغلی آن آدمها، ایده‌هایی برای مسیر شغلی خودت میگیری.

گفتگوهای من با آدمهایی چنین را میتوانی در پادکست کارنکن به رایگان بشنوی.

.

مهارت‌‎های نرم حیاتی‌اند

مثالهایی از مهارت‌های نرم: مذاکره، تصمیمگیری، فن بیان، مدیریت زمان، مقابله با اهمال‌کاری و …

مهارتهای نرم، معمولا مهارتهایی میان‌فردی و درون‌فردی هستند.

دانشگاه هیچ تلاشی در جهت آموزش مهارت نرم به تو نخواهد کرد. اما بخش زیادی از مسیر آینده شغلی تو تابع سطح این مهارتها در توست.

خبر بدی است که اینها را دانشگاه به تو یاد نخواهد داد، اما خبر خوبی هم داریم. مراجع آنلاین آموزشی در دسترس توست و به کیفیت خوبی از این آموزش‌ها دسترسی داری.

در مورد مهارت نرم این را بدان که ممکن است تو خیلی از اینها را مهارت ندانی و تصور کنی اینها یک سری استعداد ذاتی‌اند. اشتباه بزرگی است. مهارت‌های نرم را دریاب. 

.

برا اینکه مطلب زیاد نشه، بخش سوم رو بعدا میذارم.

موفق باشید ?