من چقدر خوشبختم ماریا! آیا ممکن است؟ آن‌چه در وجودم پَر می‌زند از جنسِ شادیِ دلدادگی‌ست. امّا در عین‌حال تلخیِ رفتنت را می‌چشم. غم چشم‌هایت را، وقتِ وداع. واقعیّت این است که طعم با تو بودن طعمی‌ست بین اضطراب و خوشبختی. امّا اگر همان‌طور که نوشته‌ای، دوستم داری، باید چیز دیگری به‌دست بیاوریم. زمان، زمانِ ماست که عاشق شویم و عشق را آن‌چنان نیرومند و مستدام بخواهیم تا از فرازِ همه‌چیز عبور کنیم.

آلبر کامو خطاب به عشق (نامه‌های عاشقانه‌ی آلبر کامو و ماریا کاسارس)