آدمی نیستم که پی مقصد خاصی باشم هر کجا شقایق هست زندگی هم هست باری، ترسم این است که سنگینی دردی که در سینه ام احساس میکنم بشود سنگ سنگین بر مزارم. ترس از مرگ؟؟ من نه ولی هراس چشمان زیبای منتظر چه؟؟ همه ما دلبستگی ها و وابستگی های زمینی مخصوص خودمان داریم حال اگر از آسمان هم به طور کامل دست شسته باشیم میشود تنها پناه مان. اکنون در اوج بیپناهی یک هفته آزگار در گوشه ای حصر به اختیار کردم تا مبادا دلبستگی های زمینی ام مبتلا بشوند! روزگاری نه چندان بعید عاقلان به هر کجا مجالی یافتند جلوس فرمودند و گفتند مزد کار چند صد میلیونی میگیرید حناق تان شود الان به حمدالله شدیم"مدافعان سلامت"، شهادت گوارایمان(بخوانید حناق مان) به هر حا این نیز یک کمدی دیگر است که به تراژدی ختم خواهد شد.
پینوشت:هزاران نفر از مردمان زمین جان باختند من و همکاران و رفقایم هم گروهی از ایشان آرزوی برگشت به زندگی برای به جا ماندگان برای چشمان همیشه منتظر



