Bodhi

آنی بود درها وا شده بود برگی نه . شاخی نه . باغ فنا پیدا شده بود مرغان مکان خاموش . این خاموش . آن خاموش خاموشی گویا شده بود آن پهنه چه بود : با میشی . گرگی همپا شده بود نقش صدا کم رنگ . نقش ندا کم رنگ پرده مگر تا شده بود من رفته . ما بی ما شده بود زیبایی تنهاشده بود هر رودی . دریا. هر بودی . بودا شده بود شرق اندوه – سهراب سپهری