در یک روز سرد پاییزی جسد دختری تیکه تیکه شده بنام آنا در کنار رودخانه پیدا میشود
کارگاه رِی بعد از تجسس و پرسوجو سرانجام به این نتیجه میرسد که دختری گوشه گیر و تنها بود، اما گزارشی که کارگاه رِی میگیرد بدین شرح است:
مادر آنا :روز سختی بود، دخترم قرار بود پیش دوستش برود و کتاب بخوانند
برادر آنا :آنا رو تا آن محل رسوندم و بعد از حوادث اخیر خبری ازش نداشتم
پدر آنا :دخترم گفته بود پیش دوستش میرود و سرگرم میشوند، دیگر اطلاعی در این مورد ندارم
دوست پسر آنا :آنا را اتفاقی در آن محل با دوستش دیدم اما قسم میخورم همین بود و من مجرم نیستم
خواهر آنا :من با خواهرم بسیار صمیمی بودیم، زیاد صحبت میکردیم، او خیلی درمورد دوست پسرش بامن حرف میزد.
نظافت چی مُسن:که خود مجرم سابقه داری بود، اظهار میکند همیشه عاشق آن دختر بود ولی نمیتواند کار من بوده باشد، از من سنی گذشته و خانواده در جریاند.
سوال:قاتل کیست؟ دلیل بیاورید:خواهرش، چون تنها و گوشه گیر بود و داشت دروغ میگف



