دوستی که مدتی بود به علت یک سوتفاهم با من قطع رابطه کرده بود ،زنگ زد و اطلاع داد که کرونا گرفته و به نوعی حلالیت طلبی و این حرفها ،ازش راجع به اتفاقی که افتاده پرسیدم و خلاصه اشو اینجا میگم شاید بدرد کسی بخوره 

گفت با سوزش در گلو و بعدش چشم به دکتر مراجعه کرده ،دکتر براش داروهای عادی تجویز کرده و گفته اگر خوب نشدی کروناست ?

بعد از دو روز و بهتر نشدن کم کم حالت بی اشتها عصبی و بی حوصلگی داشته که به دکتر دیگه ای مراجعه میکنه ،ایشون میگه کرونا گرفتی وباید بری بیمارستان ،دوست منم میگه بیمارستان نمیرم و خلاصه با اصرار خانواده میره بیمارستان و اونجا بدون تست و با عکس گفتن کروناست ولی حالت خوبه و جا نداریم نگهت داریم برو خونه بخواب?

فقط یک پرستار تاکید به خوردن خیلی زیاد چای کمرنگ نسبتا داغ و سوپ بدون رب و ادویه میکنه 

از بیمارستان که برمیگرده میگه از ترس احساس میکردم توی بدنم کرم داره راه میره و شب خوابش نمیبره ،نزدیک صبح تب و عرق خیلی کوتاه و بعد فرداش حالش خیلی خوب میشه طوری که کاملا میل به خوردن غذا داشته 

از شب تنگی نفس میگیره و خیلی کم سرفه و بعد از دو روز از شدت تنگی نفس به خر خر میفته به قول خودش 

در تمام این مدت سوپ و چای با اکراه فراوان میخوره و البته داروهاش 

از روز چهارم تنگی نفس بعد از یک استفراغ شدید و توام با بی حالی کمتر میشه و الان چند روزه که حالش خیلی بهتره و فردا قراره بره دکتر  برای تایید بهبودی که البته من گفتم فعلا نرو 

امیدوارم این شرایط برای هیچ کس پیس نیاد 

خداوند بلا را از ما و سرزمین ما دور کند . آمین