من خودم اول تو خواب بودم. مادرم رو در خواب دیدم با دو تصویر متفاوت (نمیدونستم مادرمه) بعد از خواب بیدار شدم. راه رفتم و خواهرم رو دیدم(نمیدونستم کیه ولی بهش سلام کردم.) و بعد کم کم اوضاع جهان برام عادی شد. انگار همه چی بهم الهام شده بود و کلمات رو حفظ بودم. خانواده میگن بچه بودی خیلی مریض بودی داشتی میمردی ولی یادم نمیاد. یعنی یکجورایی اون اولین صحنه ارادی در ذهنم بوده و هست. شما هم همچین خاطراتی داشتید به اشتراک بزارید
سلام یک سوال. آیا چیزی از اولین روزی میتونستید فکر کنید یادتون میاد؟
۹۶ بازدیدجمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۹:۵۸
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.


