هوا سرد است و برف آهسته بارد

ز ابری ساکت و خاکستری رنگ

 زمین را بارشِ مثقال، مثقال

فرستد پوششِ فرسنگ، فرسنگ

سرود کلبه بی روزن ِشب

سرود برف و باران است امشب

ولی از زوزه های باد پیداست

که شب مهمان توفان است امشب

دوان بر پرده های برف­ها، باد،

روان بر بال­های باد، باران؛

درونِ کلبه بی­روزنِ شب،

شبِ توفانیِ سردِ زمستان.

آواز سگ ها:

-         «زمین سرد است و برف­آلوده و تر،

 هوا تاریک و توفان خشمناک است؛

کشد -مانند گرگان- باد، زوزه،

ولی ما نیکبختان را چه باک است؟»

 -         «کنارِ مطبخِ ارباب، آنجا،

 بر آن خاک­اره های نرم خفتن،

 چه لذت بخش و مطبوع است؛

 و آنگاه عزیزم گفتن و جانم شنفتن»