امروز رفتم آبخوری شیرو که باز کردم چن تا چکه آب پاشید به حسینی(همکلاسیم) اونم گفتش که از عمد این کارو کردی من گفتم که عمدی نبود بعد اون بهم گفت گاو منم گفتم خودتی بعدش یه هولم داد منم هولش دادم بعدش گردنمو گرفت منم کمرشو گرفته بودم که وسط کتک کاری آقای مرادپور(ناظممون) سر رسیدن اومدن گرفتن بردنمون
بعدش تعهد دادیم..الانشم باهم قهریم



