طرفداری- روبرت لواندوفسکی، ستاره باشگاه بایرن مونیخ، پرده از مکالمه با کریستیانو رونالدو و سرخیو راموس برداشته است. این ستاره لهستانی، مصاحبهای نسبتا مفصل با نشریه اسپورت اسپانیا انجام داده که خواندن آن خالی از لطف نیست.
در یکی از بهترین باشگاه های جهان بازی می کنم و می دانم اینجا می توانم شاد باشم. چیزی که اینجا داریم، در بالاترین سطح است؛ از ترکیب تیم بگیرید تا تجهیزات باشگاه. بازی برای بایرن مونیخ، همه چیز را راحت می کند.
رونالدو و سرخیو راموس، بعد از بازی با رئال مادرید به تو گفتند باید برای این باشگاه بازی کنی. درست است؟
بله، می توانید به لالیگا یا هر لیگ دیگری بروید و برای باشگاه بزرگ دیگری بازی کنید اما این چندان برای من اهمیت ندارد. توانستهام به بالاترین سطح خودم برسم و بازهم می خواهم به این پیشرفت ادامه بدهم. در طول بازی، دائم درخواست توپ می کنم. اگر یک گل بزنم، دلم می خواهد یک گل دیگر بزنم. اگر 3 گل بزنم، باید گل چهارم را هم بزنم. گاهی به من می گویند «متوجهی که در عرض 2-3 روز، یک بازی دیگر هم داریم؟» به هرحال اگر عاشق گلزنی باشید، همیشه دلتان گل های بیشتری می خواهد.

بهترین شماره 9 باید قادر باشد با پای چپ، پای راست و سر گلزنی کند. باید همیشه آماده باشید. گاهی نیاز نیست به این فکر کنید که قرار است با پای چپ شوت بزنید یا با پای راست. نباید فکر کنید؛ نمی توانید. باید بر حسب غریزه بازی کنید. گاهی بعد از گلی که می زنم، می گویم «وای، نمی دونستم همچین قابلیتی دارم.»
وقتی شش سال داشتم، روبرتو باجو را تماشا می کردم. بازی هایش در جام جهانی را به یاد دارم. عاشق سبک بازی اش بودم. بعد هم بین 10 تا 14 سالگی، بازی های الساندرو دل پیرو را تماشا می کردم. بعدها بازیکن مورد علاقهام تیری آنری شد. او بازیکنی باورنکردنی بود؛ نه به خاطر اینکه گلزنی قهار بود، بلکه به خاطر کارهایی که برای تیم انجام می داد. روزی که او را دیدم، به یاد دارم. شوکه شده بودم. او الگوی کودکی من بود. آن روز پیراهن مرا خواست و فهمیدم رویا می تواند به حقیقت بپیوندد.

رویایم این بود که در استادیوم های بزرگ 80، 90 هزار نفری بازی کنم. در کودکی، کشور ما بازیکن برجسته و بزرگ نداشت. به همین خاطر مجبور بودم ستاره های کشورهای دیگر را الگو قرار بدهم. آن روزها می گفتم «خب، تو پسری از ورشو و لهستانی. این درسته ولی چرا نتونی جزو بهترین ها بشی؟» همیشه عاشق بازی و فوتبال بودم. کودکی من با پلی استیشن سپری نشد. بلکه در پارک و باغچه بازی می کردم. امروزه دیگر اینگونه نیست و پسربچه ها و دختربچه ها، گزینه های زیادی برای سرگرم شدن دارند. همیشه قدردان والدینم خواهم بود. دوستانم می گفتند «چرا وقتت را برای فوتبال سپری می کنی؟ روزی دو ساعت و هفته ای 12 تا 15 ساعت بازی می کنی. دیوانه ای؟» پدر و مادرم با این حال از من حمایت می کردند چون می دانستند می خواهم فوتبالیست بشوم.



