- خیلی دو دل بودم که بنویسم یا نه ولی ... دلم تنگته ... دل تنگ روزایی که مثل رویا بود ... اما رویا نبود و واقعیت بود ! تموم طول هفته رو منتظر بودم که ساعت بازی برسه ... تلویزیونو روشن کنم ... جلوتر از همه از تونل رختکن ... دیگه اون لحظه بود که هیچی نمی فهمیدم ! دنیام می شد صفحه تلویزیون ! جلوتر از همه از تونل رختکن می اومدی بیرون ... اونایی که پشت سرت می اومدن بیرون برق اعتماد بنفس بوضوح دیده می شد ... خیالشون جمع ساق پاهای تو بود ... دقیقا مث من ... فرمانده توبودی ... حریف مهم نیست کیه ... از خط های قرمز و سفید پیست دومیدانی ردمیشی میای سمت چمن .. تصویر تلویزیونی هوادارا رو نشون میده ! تصویری از تو رو که هاله ای از نور دور سرت کشیده شده و لباس بلند سفید ! این که هوادارا تو رو می پرستند چیز عجیبی نیست .... تصویر تلویزیونو دوباره بر می گرده به جایی که کنار خط تیمتو به صف می کنی و داری با کاپیتان حریف و داور خوش وبش می کنی ... داور سکه میندازه و توپ با تیم حریفه ... همه میرن تا آرایش تیمی رو شکل بدن ... تو میری سمت چپ ... سمت چپ ؟ ... دوباره سمت راست حریف میشه کابوسش ... دیگه همه کی فهمند وقتی تو بری اونور و خودتو برسونی به " Delpiero Zone " .... بازی شروع میشه ... تو هوای مه گرفته ورزشگاه دل آلپی شماره ها به خوبی معلوم نمیشه ولی شناختن تو سخت نیست حتی وقتی توپ بهت میرسه پیش بینی حرکت بعدیت برام خیلی سخت نیست ..... اون روزا دیدن بازی های یووه برام یه حس و حال دیگه ای داشت ... دل تنگ اون لحظه هام ! اون لحظه ها که کنار صدای گزارشگر ایرانی صدای ضعیف ایتالیایی می اومد که می گفت : " رِته ... رِته ... رِته ... آاااااالللللکسسسسس دلللللل پیرو .... دوئت ... اونو ... " دل تنگ اون لحظه که گوینده ورزشگاه میگه : " الساندرو " ... هوادارا با هم می گفتند " دل پیرو " ... یک بار ، دوبار ، سه بار ، چهار بار ، پنج بار ... وهوادارا عین هر بار از ته دل همراهی می کردند ... دل تنگ اون لحظه ای که پشت هیجده ؛ دفاع حریف ضربه ایستگاهی میده ... تصویر که می رفت رو مربی حریف آشفتگی تو چهرش موج می زد ... حس ناآشنایی نبود ... ضربه ایستگاهی دادن به دل پیرو؟!! ... دروازه بان دیوار دفاعی رو می چینه ... کاشته رو که می زدی دروازه بان تنها کاری که می تونه انجام بده دنبال کردن توپ با چشماشه ... دل تنگ اون لحظه که توپ جیلاردینیو بهت می رسه و ... بعدش ضربه ای که به تابلوی تبلیغاتی می زنی ... از اون روزا خیلی وقته گذشته ... ولی هنوز از بهترین لحظه های منه ... اون لحظه ای که یه تنه تیم پر مهره رئال مادرید رو رفت و برگشت به خاک و خون کشیدی ... لحظه ای که هوادارای مغرور ریال به اتفاق بلند میشن و تشویقت می کنند ... حس اون لحظ های که تو اولدترافورد همه بلند میشن و تشویقت می کنند .... و من معتقدم پیش بینی این که سال 2012 آخر دنیا بود اصلا بی ربط نبود ... اون سال برای هوادارای تیفوسی تو آخر دنیا بود ....

اله خداوندگار یوونتوس نماد وفاداری خوشتیپ ترین و جذاب ترین کاریزماتیک ترین شماره ۱۰ تاریخ پادشاه ضربات آزاد کاپیتان ابدی یوونتوس
۴۳۵ بازدیدشنبه ۰۲ فروردین ۱۳۹۹ - 0۱:۳۶
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.


