#مقاله ✅ داستان بهترین نسل بارسلونا تو اروپا... شاید سالها باید بگذره تا یه نسل طلایی از آکادمی لاماسیا با هدایت یه مربی باهوش، نگاه کل فوتبال رو به سمت داستان باشکوهش خیره کنه؛ داستانی که فصل اولش از سال ۲۰۰۹، به رویاییترین شکل ممکن و با بدست آوردن اولین ششگانه رسمی تاریخ فوتبال شروع شد. نسلی که سه سال پیاپی، لالیگا رو فتح کرد؛ نسلی که تو سانتیاگو برنابئو، جشنواره گلهای مختلف راه مینداخت؛ نسلی که قادر بود با ۱۶۹ سانتیمتر قد، با ضربه سر، توپ رو از بالای دیوار ۱۹۷ سانتیمتری منچستر، توی فینال المپیکوی رم عبور بده و نسلی که انقدر به قهرمانی و تاریخسازی عادت کرده بود که زمین خوردنش غیر قابل تصور باشه. اما داستان باشکوه پپ و بارسلونا، دو فصل غمانگیز داشت؛ یه بار مورینیو و بار دیگه فرناندو تورس، مسئول دویدن روی چمن نیوکمپ بودن. مورینیو بعد از حذف بارسلونا با اینتر، به سمت مقصدی نامعلوم، دیوانهوار و سردرگم و نامطمئن از کاری که میخواست انجام بده، میدوید و خبر حذف بارسلونا رو تو ورزشگاه خاموش نیوکمپ، فریاد میزد؛ بارسا که با اقتدار تا مرحله نیمهنهایی پیش رفته بود، اسیر دفاع بینقص اینتر شد تا نتونه به فینال برسه و رویای تبدیل شدنش به اولین تیمی که از عنوان قهرمانیش تو اروپا دفاع کرده، به دست مرد نامهربون پرتغالی قصه دفن بشه. بارسا از چمپیونز حذف شد، ولی این پایان تلخ، شروعی امیدوارانه داشت؛ حیف بود که داستان این تیم درخشان، فقط با یک جام اروپایی به آخر برسه. بارسا فصل بعد رو پرقدرتتر آغاز کرد؛ از پس همه رقبا گذشت و بازهم تو فینال، با یه اسم قدیمی و اینبار تو مکانی جدید روبرو شد؛ منچستر یونایتد و میزبانی ومبلی به جای المپیکوی رم. بارسا و پپ، برای دومین بار جام قهرمانی اروپا رو بالای سرشون بردن و تو خلوتشون، به مورینیویی فکر میکردن که چجوری اجازه نداده بود که هتریک قهرمانی رو، پیش از اینکه رقیب همیشگیشون با زیدان انجام بده، ثبت کنن. بارسا و نسلی که همچنان توانایی درخشیدن و رسیدن به افتخارات متعدد رو داشت، شروع به نوشتن ادامه داستانش کرد؛ همه چیز داشت خوب پیش میرفت تا اینکه دومین فصل غمانگیز قصه اونها از راه رسید. این بار فرناندو تورس بود که روی چمن نیوکمپ میدوید؛ نه به سمت مقصدی نامعلوم که اینبار به سمت دروازه ویکتور والدز حرکت میکرد؛ نه دیوانهوار و سردرگم، بلکه کاملا خونسرد و آروم، از کاری که میخواست انجام بده مطمئن بود؛ تورس میدوید و با هر قدمی که به دروازه بارسلونا نزدیک میشد، نیوکمپ هم به سمت سکوت میرفت؛ النینیو، والدز رو دریبل زد و دروازه خالی رو باز کرد تا نیوکمپی که به بازگشت امیدوار بود، خاموش بشه؛ تورس خبر حذف بارسلونا رو فریاد نمیزد؛ بلکه با قدمهای مطمئنش به سمت دروازه، خیلی آروم، از یه قصه تلخ دیگه صحبت میکرد. بارسا و پپ بازهم اسیر یه دفاع بینقص شدن؛ اینبار اینتر مورینیو نه، چلسی خاطرهانگیز دیمتئو. بارسا بازهم از رسیدن به فینال باز موند تا بازهم رویای دفاع از قهرمانیشون، این بار بدست پسرک مهربون اسپانیایی قصه دفن بشه. دو نیمهنهایی عجیب و دو حریف قابل احترام، دست طلاییترین نسل بارسلونا رو از ثبت یه تاریخسازی بزرگ کوتاه کرد تا چهار سال متوالی، رنگ سکوهای قهرمانی اروپا، آبیاناری نباشه. اینتر مورینیو و چلسی دیمتئو، بارسلونا رو حذف کردن؛ به فینال رسیدن؛ تو هر دو فینال، بایرن مونیخ رو شکست دادن و قهرمان شدن تا داستان اروپایی بهترین نسل بارسلونا، به یکی از خاطرهانگیز ترین چهارساله های لیگ قهرمانان اروپا تبدیل شه...

✅ داستان بهترین نسل بارسلونا تو اروپا...
۱۵۵ بازدیدشنبه ۰۲ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۰:۱۹


