دختران لطیف ترند

 همه ما می دانیم که روح دختر خیلی لیظف تر از روح یک پسر هست این لطافت در چرخه زندگی به دختر کمک می کند ولی اگه توجه نشود همین لطافت باعث می شود که درد سر های زیادی برای یه دختر ایجاد شود . در مواردی که در زندگی دختر مشکلی ژیش  می اید او به جای بر خورد صحیح با مشکل بر اثر همین لطافت راه سخت تر و دشوار تری را انتخاب می کند مثلا دختری توسط پسری اغفال می شود و باهم به پارک می روند و گردش می کنند و پسر عکسی هم از وی تهیه می کند بعد از ان دختر متوجه می شود که این پسر به درد اون نمی خورد و می خواهد پاش را عقب بکشد و لی پسر تهدید می کند که اون عکس را به خانواده او خواهد داد دختر در اینجا با یه منطق احساسی تابع خواسته پسر می شود لطافت طبع او از طرفی عکس العمل خانواده اش را بسیار شدید تصور می کند به همین دلیل به دام دیگری می افتد . آقا پسر که یه تهدید الکی کرده بود با تسلیم دختر جری می شود  و نقشه های بدتری می کشد . توصیه ای که می شود این است که اولا تهدیدات اولیه را نباید جدی بگیرند همچنین نسبت به خانواده های خود بد گمان بناشند و در صورت عملی شدن تهدیدات ، خانواده اونا دوستدار اوناست . همچنین خانواده هم باید موقعیت دختران را درک کنند و با کوچکترین خطا اونا را از خانواده دلسرد نکنند.  

تیز بینی و تغییر عقیده دختران

 تا به حال مقایسه زیادی بین دختران و پسران صورت گرفته که برخی نیز موجب نا خوشایندی طرف دیگر شده است . اما در اینجا می خواهم به یک خصوصیت ذاتی دختران اشاره کنم . البته باید توجه داشت که خصوصیت ذاتی دختران یا پسران موجب هیچ امتیازی برای اونا نمی شود بلکه مهم نحوه کاربرد درست و صحیح آن است که در آن صورت ، آن خصوصیت امیتاز بزرگی به شمار می اید ولی اگر درست استفاده نشود همان خصوصیت موجب بدترین صدمه ها و آسیب ها خواهد بود . یکی از ویژگی های دختران فهم و درک زیر بینانه آنهاست . آنها زود روحیات و خصوصیات افراد را متوجه می شوند و زود بر زیره کاریهای رفتار انسانها حساس می شوند. مثلا خواهر و برادری شب درجایی مهمانی بودند بعد از اتمام آن ُ از برادر خصوصیات سفره و اتاق پذیرایی را سوال کنید چیزی زیادی در خاطرش نمانده ولی خواهر تمام ریزه کاری های به کار رفته در سفره ُ ، آشپزی ، دکور منزل را به یاد دارد و به خوبی تجزیه و تحلیل می کند . این خصوصیت امتیازی برای دختران به شمار می رود بر همین اساس دختران به نحوه پوشش و نوع انتخاب لباس ، کفش، کیف، ماشین  پسران حساسند . آنچنان که خود پسران اصلا توجهی به آن ندارند . در مقابل این خصوصیت دختران یک خصوصیت دیگری نیز دارند وآن تغییر نظر سریع و زود هنگام اوناست . مدل لباسی که برای او تا دیروز بهترین آمال و آرزو بوده امروز با اظهار چند تن از اطرافیانش که این مد دیگر کهنه شده ،برای او بسیار بی ارزش می شود . این تغییر عقیده در انواع غذاها ، دکور منزل ، مدل ماشین و ... نیز اتفاق می افتد به طوری که برخی موقع برای پسران و مردان اطراف وی باور آن خیلی مشکل می شود . آخه چطور می شود لباسی تا دیروز بهترین مدل لباس در نظر وی بوده و پوشیدن آن کمال به حساب می اومد ولی امروز پوشیدن آن نشان از عقب ماندگی دارد و از پوشیدن آن احساس حقارت می کند . شما ممکن است بگویید این خصوصیت خوب یا بد است . واقعیت این است که نظام آفرینش این خصوصیت را برای اهدافی و نیاز هایی به دختران و زنان داده که اگر در جای خود صرف شوند کمال افتخار برای زن هستند . این خصوصیت برای تغییر مدل لباس یا ماشین به زن داده نشده است . واقعیت این است اگر همین تیز بین های زنان نمی بود رشد و تربیت نسل بشری با مشکل دچار می شد مادر با چه دقتی رفتار نوزاد را درک می کند که مرد از درک آن عاجز است او حتی می تواند نگاه های بچه را تحلیل کند و نیازهای او را  درک کند . و همین درک او موجب رشد و زنده ماندن نسل انسانی گردیده است. مسئله تغییر در عقیده نیز به همین خصوصیت مربوط می شود اگر او نتواند  عقیده خود را زود تغییر دهد چطور می تواند با ناسازگاری بچه هایش جور در بیاد و مادری دلسوز باشد بچه اش با او درگیر می شود حتی او را ضرب و شتم می کند ولی به محص اینکه برای بچه مشکلی پیش می آید مادر همه آن بد رفتاری او را صرف نظر می کند.  همچنین در رابطه با شوهر خود تمام بد رفتاری های اورا تحمل می کند در خانه با انواع سختی ها روبروست ولی در بیرون خود را زن خوشبخت معرفی می کند . این خصیصه زن باعث قوام خانواده ها گردیده و موفقیت مردان معلول همین خصوصیت زنان است. کدام مردی می تواند ادعا  کند که در زندگی ایامی را چموش نبوده است ولی زن با تیز بینی او را تحمل نموده و وقتی مرد تغییر رفتار داده زن کلا رفتار های بد او را فراموش کرده است . ولی این خصوصیت دختران می تواند برای اونا موجب آسیب هایی نیزگردد به همین جهت و برای کنترل این خصوصیت و رفع آسیب های آن  ، در ایام دختر بودن وی پدر به عنوان تعیین کننده در تصمیم گیری های اساسی او معرفی شده است . در زمانی هم که شوهر کرده ، در تصمیم های اساسی وی به شوهر نقش داده شده است . این به معنای تحقیر دختران نیست بلکه کمک به او در ایفای نقش اساسی اش می باشد  

 نگرشی های رماتیک دختران مسئله ای که می خواهم در اینجا طرح کنم البته عمومیت ندارد ولی موارد ان کم هم نیست و آن این است که نوعی باور ها رمایتک دختران ما را احاطه نموده است این باورها در دو سوی متضاد در ذهن دختران جای گیر شده است. اولین آنها این است که فکر می شوند بدون عشق زندگی عبث  است البته سخن بزرگان هم این چنین سخنی دارند که عشق باعث کمال  و تکامل انسان می شود ولی منظور  آنها عشق به خوبی ها و پاکی ها و عشق بدون خواسته های نفسانس هست. متاسفانه فرهنگ کشور ما را افسانه هاس عشقی پر کرده است از لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد و وامق و عذرا و اصلی و کرم و موارد دیگر. این افسانه ها به دختران ما چنین القا می کند که بدون پشت پا زدن به موقعیت ها و واقعیت های موجود راه به جایی نخواهند برد و در نتیجه واقع گرایی را کنار می گذارند و نصیحت ناصحان (خصوصا پدر و مادر ) رنگ می بازد. آنها با تصور اندک کمالی در پسری ، وی را به همان الگو های ژیش ساخته تطبیق  داه و فکر می کنن که مجنون خود را یافته اند و باید همه چیز رت تقدیم و فدای او کنند . همین وبلاگها را یه نگاهی بکنید خواهید دید که دختری در فراق یه پسر معمولی چه ناله ها که نمی کند عاقبت هم وی را متهم می کند که او را  درک نمی کند. البته خود داستان سازی افسانه ای دختران هم از معشوقه های خود در ایجاد تصور نادرست در دیگر دختران نقش به سزایی دارد دختری  که با دوست پسرش همیشه در حال قهر و آشتی هست سعی می کند در مقابل د یگر دوستانش از وی یه قهرمان نظیر رستم بسازد و همین دیگر دختران را به داشتن دوست پسر  تشویق می کند . ولی همین دختران بعد در سکو باورهای غلط خود چه مرثیه ها که سر نمی کنند. راه حل درست آن است که دختران از تصور رویایی و رمایتک در باره پسران خودداری کنند و باید بدانند آنها هم جوانی هستند مانند خود اینا دارای خصوصیات خوب و احیانا بد و انچنانکه در دیدار اول به نظر می آید انها قهرمان رویاهای او نیستند . آنها نباید همه چیز را با تجربه تمرین کنند بلکه می توانند از تجربه دیگر افرادی که لطمه هایی زیادی در این مورد متحمل شده اند تا تچربه ای کسب کنند استفاده کنند.