ای پرستوهای خسته که غبار هر سفر به بالهای تون نشسته آیا هنوز هم میگذرید ز شهری که زمونه به رویم درهاشو بسته آهای کبوترهای غمگین که نیرنگ آسمون کرده بالهاتونو سنگین آیا هنوز هم مینشینید به بامی که زمونه سرنگون کرده به پایین من همیشه دلم میخواست چراغونی به جز اشکم نیومد به مهمونی دل سراپرده غمهای زمونه ست پرستوی تنم بی آشیونه ست ای کوچه های دماوند که کودکی های من از شما خاطره ها دارند آیا هنوز هم میگسترید به دشتی که برایم در آن خاطره میکارند

پرستو های خسته
۲٬۶۴۳ بازدیددوشنبه ۰۴ فروردین ۱۳۹۹ - 0۱:۰۹
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.


