عزیزِ دلم، داری گریه می‌کنی؟ می‌دانی معنی‌اش چیست؟ معنی‌اش این است که از من نااُمید شده‌ای. واقعاً اینطور است؟ نه، عزیزِ دلِ من، اینطور فکر نکن. تو باید از روی تجربه متوجه شده باشی که حال و روزِ من چرخشی دایره‌وار دارد. همواره در یک نقطهٔ مشخصِ تکرار شونده گیر می‌کنم و فریاد می‌زنم. جست‌زنان به کمکم نشتاب، نگران نشو، من دوباره، تا آنجا که در قدرتم باشد روی پای خودم می‌ایستم. گریه نکن عزیزِ دلم! اگر تو هم به من نگفته بودی، به هرصورت باید می‌فهمیدم که گریه کرده‌ای. من قطعاً تو را شکنجه کرده‌ام، درست مثلِ سرخ‌پوستی که دشمنش را شکنجه می‌دهد، شاید حتی در نامهٔ دیروز. رحم کن عزیزِ دلِ من، رحم کن!

#فرانتس_کافکا نامه به فلیسه