که این میگفت نقی جان نقی جان و بعد گوشی دست ارسطو اومد سریع با ذوق و کیف کودکانه گفت ارسطو تویی داداش نوکرتم... اندازه کل دو فصل چهار و پنج که نبود، همین تک لحظه کیف کردم و جیگرم حال اومد...

مضافا به نظر من پایتخت متاسفانه یا خوشبختانه اینقدر انتظارات را بالا برده و یک حجم گسترده ای از مخاطب را که شاید سابقه نداشته در تلویزیون_نه فقط نوجوان و جوان و افراد فعال مجازی بلکه آحاد ملت در هر قشر و سن که این تکلیفش را دشوار تر و خطیرتر میکند که باید این فصل برای هر طیف و سن مخاطبش بسته به سلیقه شان سکانس و لحظه ای بسازد_ مجبور شده برای ارضای این مخاطب گسترده وجه درام و روایت قصه متمرکز و پیوسته سریال را که شالوده اصلی و نقطه قوت پایتخت در فصول ابتدایی بوده را تا حد فاحشی تقطیع  و بزند و به وضوح سریال فیلمنامه اش حتی به نظرم روی هواس و قصه درامش که فنداکسیون پایتخت از ابتدا بوده این فصل تا اینجا عملا تعطیل بوده که شاید مرگ نویسنده اصلی هم بی تاثیر نباشد.  ولی به عوض پایتختی ها از بس گروه مستعدی هستند و از بس در خلق کمدی موقعیت خبره و شخصیت پردازی ها بینظیر ترین شکل پرداخته و فضای سریال برای مخاطب ملموس شده است که عوض پیوستگی قصه با افزایش بار کمدی و خنده های گاها آیتمی و تیکه های روز که گرچه گاها تا حد سریالهای 90 شبی در بلند مدت نزول و تاریخ مصرف دار خواهد شد ولی هچنان موفق در نا امید نکردن مخاطبان گسترده اش شده است و همچنان بازی های قوی سریال را سرپا و مخاطب را پای کار نگه میداد. تاکید میکنم همچنان در کمدی موقعیت موفق و استادانه و بی نظیر در کارهای ایرانی در سالهای اخیر عمل میکند _نمونه امشبش خالی کردن اتاق توسط نقی برای فحش کش کردن تلفنهای بهبود_

خلاصه حس میکنم پایتختی ها خودشان اسیر این معضل و گرفتاری شیرین شدند و البته ما را هم اسیر بامزگی و شخصیتهای دوست داشتنیشان همچنان کردند!

_این سریال با تمام افت و اوج کیفیتش همچنان یک بو و مزه ی شیرین خاصی دارد و هیچ سریالی اندازه آن اینقدر شخصیتهای بامزه ملموس ندارد لعنتی_

 

پی نوشت: محسن تنابنده برخلاف شخصیت و نام فامیلی کاراکترش در سریال یکی از آن پدرسوخته ترین آدمای باهوشی هست که در این سلبریتی های معمولی بیسواد کشور مان دیدم، صرفا منفعت طلب ریاکار نیست  که البته که میتواند این دو مورد هم خصلت حاصل کارش شود که اتفاقا به شدت هم هست!! اما با  شناخت کامل به اوضاع جامعه و وضعیت مخاطب صداسیما و نیاز داشتن آقایون به خودش، با هوش و مغزش همه را رنگ و از آخور دولتی و رانت وابسته به قدرت مرکزی استفاده و به ریش همان ها هم میخندد و تازه پولش را هم از اینها به بالاترین قیمت و گرانترین دستمزد میگیرد و ژست و ادا و نازش را هم برایشان در میآورد و  لابد فردا به ما مردم هم پز سرگرم کردن و گاها شوآف پاره اپوزیسیون بازی اش را هم خواهد داد که حق هم دارد الحق که کارش درجه یک هست و محصولش هم باکیفیت و عین بند باز ماهر(یا شارلاتان؟) دو سمت را سرگرم و لذت میرساند!