#مقاله ✅ آقای ساری، استاد استفاده ناقص از ترکیب‌های فوتبال... یوونتوس در کنار بایرن مونیخ، تنها دو تیمی بودن که کسب سه‌گانه این فصل اروپا رو در دسترس خودشون میدیدن. نتایج یووه تا به اینجای فصل فوق‌العاده بود؛ اونها تا قبل از شکست بازی رفت مقابل لیون، باختی تو چمپیونزلیگ نداشتن و با پنج برد و یه مساوی، صدرنشین گروهشون شده بودن؛ تو سری‌آ هم، با ۲۰ برد و سه مساوی و سه باخت، بالاتر از لاتزیو و اینتر، خودشون رو نزدیکتر از هر تیمی به فتح اسکودتو میدیدن و تو کوپا ایتالیا هم، بعد از دو برد مقابل اودینزه و رم، بازیشون با میلان تحت تاثیر اتفاقات کرونا قرار گرفت و لغو شد. نتایج، خبر از یه فصل خوب برای بیانکونری میداد؛  ولی آیا یوونتوس، این نتایج رو با نمایشی دلپذیر بدست آورده بود؟ این سوالیه که باید از هوادارها بپرسیم؛ آیا یووه خوب بازی میکنه؟ هوادارها راضی نیستن؛ اونها نسبت به دوران خوبشون با آلگری، چیزهایی رو از دست دادن که هنوز با ساری به دستش نیاوردن؛ سبک بازی تیم چهره مشخصی نداره؛ ترکیب دائما تغییر میکنه و خلا تاکتیکی، به شدت تو تیم احساس میشه. ساری مدیریت کاملی رو بازیکن‌هاش نداره؛ دیبالا، ارزشمندترین بازیکن فعلی ترکیب یووه، علی‌رغم عملکرد فوق‌العاده‌اش، فقط تو ۲۲ بازی از ۳۴ بازی این فصل، به عنوان یار اصلی بازی کرده؛ داگلاس کاستا، وینگر خوش‌تکنیک و سرعتی ترکیب، فقط ۶۶۵ دقیقه برای یووه به میدون رفته؛ رودریگو بنتانکور، کشف بزرگ آلگری، فرصت چندانی رو برای بازی کردن زیر نظر ساری پیدا نکرده؛ اعتقاد عجیب ساری به متوئیدی، امره جان رو اول به صورت قرضی و بعد به صورت دائمی راهی دورتموند کرده و آرون رمزی هم که برای تجربه یه چالش جدید، از لندن راهی تورین شده بود، بیشتر زمانش رو بر روی نیمکت سپری میکنه و میشه گفت که بازیکن‌ها نه به واسطه تاکتیک و برنامه تیم، بلکه فقط به واسطه مهارت‌های فردی خودشون پیشرفت میکنن. ۷۱ گلشون تو تمامی رقابت‌های این فصل، از الگوی مشخصی پیروی نکرده و بیشتر حاصل خلاقیت ستاره‌های ترکیب بوده. حتی خیلی از بردهای اونها تو این فصل هم، بخاطر اسم یوونتوس به دست اومده؛  هم بزرگی اسمشون که باعث برتری‌شون برابر رقبا، تو دقایق پایانی میشد و هم یه نظریه همیشگی در مورد "تصمیمات داوری عجیب و پنالتی‌های مشکوکِ سرنوشت‌ساز" که به یوونتوس نسبت داده میشه. ساری با یوونتوس فقط تو چند بازی محدود، موفق به کسب نتیجه مناسب با یه عملکرد فوتبالی خوب شد؛ تو چهار بازی متوالی بعد از باخت مقابل لاتزیو تو سوپرکاپ ایتالیا،  چند بازی بعد از باخت مقابل ناپولی و در آخر هم پیروزی مقابل اینتر تو ورزشگاه خالی از تماشاگر. هر وقت که بعد از هر باخت، ترکیب ساری مورد انتقاد وحشتناک رسانه‌ها قرار میگیره، ساری با یه تغییر درست تو ترکیب، مدت زمان حضورش رو نیمکت یووه تمدید میکنه؛ اما دوباره بعد از گذشت چند بازی، مدیریت بازیکن‌ها و ترکیب از دستش خارج میشه و دوباره اتفاقات،  خلاقیت‌های انفرادی  و گلهای دقایق پایانی،  بردهای خفیف یوونتوس رو رقم میزنن تا دوباره سوال‌های بی‌جواب کارشناس‌ها شروع شه؛ چرا تو سیستم ۲-۴-۴ ساری، هیگواین و رونالدو، دو بازیکن گلزن و با خلاقیت بازیسازی پایین، دو نفر خط حمله یووه رو تشکیل میدن؟ چرا همیشه ساری از یه سه‌نفره کند، تد خط هافبک سیستم ۳-۳-۴  بازی میگیره؟ چرا بازیسازی ترکیب، فقط بر عهده پیانیچی قرار داره که به واسطه پست بازیش، با نفرات خط حمله و محوطه جریمه حریف، فاصله زیادی داره؟ چرا به آرون رمزی و برناردسکی و داگلاس کاستا بازی نمیرسه؟ چرا توازن تو سیستم بازی وجود نداره و چرا موضوع این مقاله  "آقای ساری، استاد استفاده ناقص از ترکیب‌های فوتبال..."  شده؟