فقط اونجا که فهیم اومد آرایشگاه و رحمت حتی تو سرشم بلند نکرد بهش گفت آبجی??????آییی خدا بغضم داشت خفم میکرد، مگه میشه ؟؟ شب قبلش تو ماشین داشتن باهم راجع به جهیزیه و عروسی حرف میزدن،بهش گفت دور سرت بگردم???هیچ وقت برای فیلم پایتخت گریه نکرده بودم