همیشه در تمام دوران فوتبال بازیکنانی بودن که با افتخاراتی که برای باشگاه ها رغم میزدند محبوب قلب طرفداران میشدند.بازیکنانی که طرفداران آنها را در حد الهه یا قدیس میپرستیدند.بازیکنانی که امثال آنها در هر باشگاه فوتبالی در هر جای جهان میتوان مثال زد.بازیکنانی که هرکسی علیه آنها حرف بزند یا عملی بر خلاف میل آن بازیکن انجام دهد دشمن شماره یک هوادارن آن باشگاه میشود.ولی شاید بدترین نقطه ی این ماجرا بازیکنانی باشند که عامل نیم کت نشینی این بازیکنان بزرگ و محبوب میشوند.بازیکنانی که با استفاده از توانایی خود و انتخاب سرمربی به ترکیب وارد و جای آن بازیکن بزرگ را که دیگر آنچنان کارایی قبلی را ندارد میگیرند.اینجاست که هوادران مانند شکارچیان که یک لحظه از شکار خود چشم برنمیدارن یک آن بازیکن جدید را رها نمیکنند تا یک اشتباهی از آن رخ دهد تا آن اشتباه را تسونامی مرگ باری کنند و در حالی که بازیکن محبوبشان بر سر آن تسونامی موج سواری میکند بر سر بازیکن جدید فرود آورند.اینجاست که هوادرن منافع بازیکن محبوبشان را به منافع باشگاه ترجیع میدهند.حال سوالی که بازیکن جدید با خود میپرسد این است که مگر من عضو این باشگاه نیستم؟مگر من برای این باشگاه زحمت نکشیده ام؟و شاید مهمترین سوالی که با خود میپرسند این است که : چرا من را دوست ندارند؟!!