اول اینکه اپراتور حذف نکن پست رو ، زحمت کشیدم.یعنی دست کم بذار دو سه ساعت باشه بعد حذفش کن‎:D

دوم هم اصل مطلب

 

اونطور که فویرباخ میگه:  "ذات الهی چیزی جز ذات انسان نیست ؛ یا بهتر است بگوییم همان ذات انسان است آنگاه که از محدودیت های فردی ، یعنی از محدودیت های انسان جسمانی واقعی ، رها شده و به صورت وجودی مستقل و جدا از انسان عینیت یافته باشد و بزرگ داشته شود" در واقع یکتا پرستی همان چیزیه که انسان ها رو یگانه می کنه ، یعنی همان ذات بشریه که صورتی خدایی به خودش گرفته.و یک عامل مهم در حرکت به سوی یکتا پرستی اینه که طبیعت نه تنها نیازای جسمانی ما رو برآورده می کنه بلکه در خدمت هدفی در میاد که انسان آزادانه مقابل خودش قرار میده.بنابراین انسان فکر می کنه که طبیعت برای اونه که وجود داره و تمامیتیه که نماینده ی یک غایته و آفریده ی آفریدگاری هوشمنده. اما این فراافکنش خویش نماینده ی بیگانگی انسان از خودشه ، خدا بی کرانه و انسان کرانمند ، خدا کامله و انسان ناکامل ، خدا جاودانه س و انسان فانی ، خدا مقدسه و انسان گناهکار.خدا مطلقا مثبته و انسان منفی ، به این شکل انسان با فرافکندن خودش به یک سپهر برین و عینیت بخشیدن به اون ، خودش رو به آفریده ای گناهکار و خوار و بیچاره تقلیل میده.

 

پ.ن:عکس ارتباطی با مطلب نداره.