انگار ما یادمون رفته صبح به خودمون فحش می‌دادیم که خدا چرا ما رو کوالا خلق نکردی، چرا خرس نشدیم که بخوابیم، چرا باید بریم سرکار و کلاس، چرا زمین گرده؟ جوجه‌تیغی‌ها رو چرا هیچکی بغل نمی‌کنه؟ شنبه خره اصلاً و .... /

یادتون رفت تو مترو داد می‌زدیم بی‌شعور هل نده، تو اتوبوس از میله آویزون بودیم، سر کلاس هی به اساتید می‌گفتیم خسته نباشید! تو اداره فحش می‌دادیم به ارباب رجوع که کی ساعت کار تموم بشه از این اداره کوفتی راحت شیم، شریکی فلافل می‌خریدیم نوبتی گاز می‌زدیم، کفش نایک تقلبی می‌پوشیدیم، بهترین تفریح‌مون هم این بود که از اون مشماها بگیریم دونه‌دونه حباباش رو بترکونیم شادی بیاریم به کانون خانواده بعد از خوردن خورشت کرفس!